انتخابات… نبود؟ بریم؟
آقا نیگردار!
چیه آبجی، شما میخوای بری رای بدی؟
بله! اگه شما اجازه بدین!
ببین خواهر من، اینجا این همه مرد نشستن، هیچکدوم نمیگن نیگردار، اونوقت شما که زنی، ناقص العقلی، میگی نیگردار میخوام برم، رای بدم؟!
اولا که ناقص العقل هفت جدو آبادته، دوما، شما مردا اگه عقل داشتین مملکت رو به این روز نمینداختین، حالام نیگردار میخوام پیاده شم!
حالا گیریم ما نیگر داشتیم شمام پیاده شدی، شما اصلا به کی میخوای رای بدی؟

من میخوام برم به اون خانومه رای بدم، میخوام ایندفعه یکی از ما رئیس جمهو بشه!
برو همشیره خدا خیرت بده، کدوم خانوم، زنرو فرستادن دنبال کارش، گفتن تو خودت که میخوای رئیس جمهور بشی هیچی، میخای شیرین عبادی رو هم بکنی وزیر دادگستری؟ خیلی خوش چیزم هستی، لب خزینم میشینی؟ بهش گفتن به ۳ شماره خودت نری میدیم به جرم بد حجابی چوبی تو استینت کنن که اسم رئیس جمهور بشنوی، خودتو خیس کنی!
اشکال نداره، میرم رای میدم به اون قالیبافه!
کجای کاری همشیره؟ قالیباف که کاندیدا نشده!
نه اون قالیباف، یکی هست که قالی میبافه، میخواد همه قالیباف هارو بیمه کنه، از حق طبقه محروم دفاع کنه!
به یارو گفتن، ببین اگه میخوای بازم بتونی قالی ببافی، دمتو بذار رو کولتو در رو، وگرنه بلایی سرت بیاریم که موقع قالی بافتن مثل سگ واق واق کنی!
باشه حالا که اینجوری شد میرم به اون کشاورزه رای میدم که مال یکی از دهات های اردبیل بود! میگفت کاری میکنه که همه کشاورزها زندگیشون بهتر شه، اینقد گشنگی نکشن!
ببین خواهر من، به یارو اردبیلی گفتن اگه به ۳ شماره برنگردی نری دهاتتون پشت کوههای اردبیل، زنگ میزنیم به تبریزیها میگیم که یک اردبیلی اومده میخواد رییس جمهور شه ، دیگه خودت میدونی که تبریزیها چقدر شما اردبیلی هارو دوست دارن، یارو هم گفت آقا من غلط کردم، گه خوردم، اشتباه کردم، شما اصلا فکر کنین منو اینجا ندیدین، ۲ پا داشت ۲ پام قرض کرد د در رو!
اون جوونه که هست، که کلاهه کاوبویی گذاشته بود، من میرم به اون رای میدم، گفته اگه اون بیاد صبح تا شب تو تلویزیون فیلمهای وسترن نشون میدان!
به یارو گفتن مثل اینکه خوشی بد جور زدی زیر دلت، دیدی ما تازگیها با Obama دل میدیم قلوه میگیریم ، تو هم خیال کردی یک کلاه کاوبویی بزاری میشی رئیس جمهور؟ اگه تا ۳۰ ثانیه دیگه ببینیم هنوز اینجایی، کاری باهات میکنیم که به گربه بگی حاج عمو، یارو گفت بابا من قصد ناراحت کردن شمارو نداشتم، چون علاقه زیادی دارم به گاو چرونی، میخواستم بیام بشم رئیس جمهور ایران! نمیخاین بر میگردم میرم پیش گاوام!
شما نیگردار من میرم رای میدم به اون سید خندان یا به اون شیخ اصلاحات!
آبجی اونام نیستن، شما میتونی رای بدی به میر حسین گریان یا هم به معجزه هزاره سوم، اگه میخوای نیگرداریم؟
آخ آخ، نه داداش، اگه اینا هستن نمیخواد نیگر داری، کپی برابر اصله! بگاز بریم که دیرمون نشه، اقامون بیاد خونه ببینه غذاش حاضر نیست میزنه دکو پوزمو خورد میکنه! رفتم قصابی پول گوشت خریدن که نداشتم یک خورده استخون گرفتم واسش آبگوشت بار بذارم، قصابه پرسید آبجی این استخون هارو واسه سگت میخوای، گفتم آره بابا واسه سگم میخوام منتهی سگ من دو تا پا بیشتر نداره اما تو پاچه گرفتن و واق واق کردن دست هر چی سگه هاره از پشت بسته!
ghashang bud, Bobby mersi, man keh inja na dust daarm va nea emkanesho keh rai bedam!
توسط: magi در می 8, 2009
در 10:26
اشکالی نداره مگی جون، زیاد خودتو ناراحت نکین، چیزی از دست نمیدی!
توسط: Bobby در می 8, 2009
در 10:30
جالب بود، اما اگه هیچکی نره رای بده که دوباره همین آقای معجزه ، پرزیدنت میشه!
توسط: hamed در می 8, 2009
در 15:01
خیلی ناز بود
توسط: آینده ما در می 8, 2009
در 19:06
قربونت برم آینده ما جون! لطف داری دوست عزیز، من باید خدمت دوستان عرض کنم که ۲-۳ تا کامنت داشتم که پاک کردم، همشون نوشته بودن که تو که بالای سایتت نوشته سیاسی نیستی، چرا سیاسی نوشتی؟ من واقعا سیاسی ننوشتم، طرف هیچکی رو هم نگرفتم اما صبح که بیدار شدم، یاد بچگی هام افتادم و این اتوبوس ها، که اسم ایستگاه هارو میگفتن و شما بایستی میگفتی نیگردار ، اگه نمیگفتی باید یک ایستگاه میرفتی و پیاده برمیگشتی! حالا چه جوری این یکدفعه وصل شد به انتخابات و این حرفا، بخدا خود من هم نمیدونم! از هر ۳ دوست عزیزی که کامنت هاشونو اینجا نذاشتم واقعا عذر خواهی میکنم، همتون سرور من هستین و ممنونتون هستم که وقت گذاشتین و کامنت هارو نوشتین، منت گذاشتین و من کوچیکتون هستم به من هم خیلی لطف کرده بودین اما بخاطر سیاسی نشدن این سایت ناقابل با اجازه شما کامنت هاتنو حذف کردم، شرمنده و مدیون شما هستم!
توسط: Bobby در می 8, 2009
در 20:05
dadash syasy nabudi …. hamun raje be masaele ba mazze ruz benvisi beytare … dg june madaret to syasysh nakon … enghad dari vari be esme roshanfekri tu balaatarin be khordemun dadan halam azin model neveshteha be ham mikhore … to hamun sistem ghablito edame bede … ghashang tar va jazzab tare ….
توسط: amir در می 9, 2009
در 02:22
با سلام به امیر مهربان، امیر جان، حق کاملا با شماس، شاید هم واقعا تحت تاثیر بالاترین قرار گرفتم و اینو نوشتم، چونکه ۴-۵ روزی میشه که دوباره به بالاترین سر میزنم و شاید میخواستم جوری بنویسم که اونا خوششون بیاد، بگذریم که اونجا اینقد شلوغ پلوغه که اگه بهترین نویسنده دنیام بیاد یه چیز بنویسه و با کسی زدو بند نداشته باشه، ۲-۳ نفر بیشتر به نوشتش رای نمیدن! امیر جان ۲-۳ تا دیگم از دوستان، توصیه کردن که همون چیزای قبلی رو بنویسم بهتره اما بخاطره یکنواخت نشدن نوشتهها بعضی مواقع مجبورم یک موضوع متفاوت را هم انتخاب کنم! اما اینقد تو این سایتهای فارسی صحبت از این حرفا هست که هر کسی آلوده میشه، شادو موفق باشی!
توسط: Bobby در می 9, 2009
در 06:19
بابی عزیز وبلاگ مال خودته, و این شما هستی که تصمیم میگیری چه مسائلی رو در وبلاگ عنوان کنی و اگه شخصی مثل بنده یقه شما رو بخاطر ابراز عقایدتون بچسبه کار خیلی اشتباهی میکنه. و من هم باید این مساله رو بدونم که برای ابراز عقاید هر چند مخالف با شما میتونم برای خودم وبلاگ و یا ابزار دیگه ای داشته باشم.. بهر حال فکر نمیکنم بخاطر بیان دیدگاه یا خلاقیتی که بخرج دادید رکنی از ارکان جهان بخطر افتاده باشه!!! من که از نوشتتون خیلی خوشم اومد و مطالبی رو هم که در دنباله لینک میکنید جالب هستن. با آرزوی موفقیت
توسط: آینده ما در می 9, 2009
در 20:06
من خداییش خودم خوشم اومد از انتخابات..نبود! بازم مینویسم، چونکه همونجوری که شما دوست عزیز نوشتی، من در اصل اینجا برای خودم مینوسم، مسلما خوشحال میشم که ببینم هر روز دوستان بیشتری بهم سر میزنن اما در وبلاگ نویسی کاملا تازه کار هستم، خوشحال هستم بهر حال که چندین نفری به این وبلاگ سر میزنن و منو راهنمایی میکنن، من وقتی خودم به نوشتههای روزهای اول نیگاه میکنم، مبینم که خیلی نوشتنم عوض شده، به نظر خودم بهتر شده و اینو فقط مدیون شما دوستان و کامنتهای شما هستم، متشکرم که با من در تماسی! کاشکی جای آینده اسم کوچیکتو میدونستم
توسط: Bobby در می 9, 2009
در 20:30