واقعا که بعضیها چه رویی داران، نشسته بودم تو مغازه، دیدم تلفن زنگ زد، دوستم بود، گفت، نهار هستی؟ گفتم تنها کاری که هستم همونه! گفت باز نریم اونجا بگی گشنم نیست و اشتها ندارم، گفتم بیا دنبالم اینقد حرف نزن، تنها چیزی که ما فقیر بیچاره ها داریم، همین اشتهاس !

رفتیم رستوران، گارسون که دختر خانومی بود اومد سر میز، تا حالا ندیده بودیمش، گمونم جدید بود و تازه اونجا شروع به کار کرده بود، پرسید چی میل دارین؟ گفتم خورشت چی دارین، گفت قورمه سبزیمون خیلی خوشمزس، خورشتای دیگم هست، گفتم همون قرمه سبزی عالیه، یه دونم، کوکا کولا لطف کنین، نوبت رسید به دوستمون، پرسید غذای روزتون چیه؟ خانومه گفت کوبیده،پرسید، کوبیدتون تازس؟ خانومه گفت بله آقا، ما همه چیزمون تازس ، گفت زیاد که چرب نیست؟ گفت فکر نکنم، تا حالا که کسی ایرادی نگرفته، گفت پیاز توش کمه یا زیاد؟ خانومه گفت من نمیدونم والا من آشپز نیستم، خودم هم امروز کوبیده نخوردم، گفت باشه، حالا بیارین اگه خوب نبود پسش میفرستیم! خانومه پرسید با غذاتون سالاد میل میکنین یا سوپ؟ گفت سوپاتون که ابکیه ! سالاد چی دارین؟ گفت سالاد فصل، پرسید الان فصل چیه؟! چی توشه؟ خانومه گفت، کاهو، خیار، گوجه فرنگی، گفت واسه من زیاد کاهو نذارین، جاش خیارشو زیاد کنین، سوس هم بهش نزنین، سرکه و روغن زیتون بیارین سر میز، خودم بهش اضافه میکنم! گفت چشم، حتما، چیزه دیگیی میل ندارین؟ گفت پیاز هم که باید باشه اما زیاد تند نباشه! لطفا الان ببرین مال قبل نباشه!، سبزی خوردن هم یادتون نره، جعفری زیاد نذارین، نعنا و ریحونش زیاد تر باشه، خانومه کم کم دیگه داشت بالا میاورد، دوست داشت با صندلی بزنه تو سر رفیقمون!، گفت نوشابه چی میل دارین؟ گفت آب خوردن، زیاد سرد نباشه، اما گرمم نباشه، خانومه گفت باشه، چشم، دوستمون گفت راستی، با زرشک پلو باشه، خانومه گفت زرشک پلو میخواین؟ گفت نه، کوبیده با زرشک پلو، یعنی جای پلوش، زرشک پلو بزارین! خانومه چشاش گشاد شده بود، گفت باشه من که تا حالا همچین چیزی نشنیدم اما هر جور شما دوست دارین، به آشپز میگم، امر دیگیی نبود؟ گفت یک چایی هم لطف کنین، خواهشا اما چاییش داغ باشه، تازه دمم باشه، زیاد هم پر رنگ نباشه! دفعه قبل که اینجا چایی خوردم، هم سرد بود هم کهنه و هم تلخ مثل زهر مار! گارسن گفت، چایی رو همین الان دم کردم، داغیشم که داغه خیالتون راحت باشه، سماور داره قل قل میکنه! خانومه داشت میرفت، صداش زد، گفت میبخشین خانوم، تهدیگم یادتون نره، یک دونه گوجه اضافم بزارین، یک مقدار برنجشم بیشتر کنین! خانومه گفت چشم، فرمایش دیگیی نبود؟ دوستمون گفت، نخیر، خیلی ممنون، فقط این آهنگی هم که گذاشتین زیاد حال نمیده، یک آهنگ از هایده بزارین، صداشم یک خورده بلندتر کنین، لطف کنین قبل از اینکه برین سفارشارو بدین، یک زیر سیگاری با یک کبریت بیارین، این پنجره رو هم ببندید که باد اذیتمون نکنه!
گفتم بابا آبرومونو بردی، من باشم دیگه با تو بیام رستوران، من جای اون بودم چند تا فحش بارت میکردم با اردنگی مینداختمت بیرون، پدر یارو رو در آوردی، آخه، طفلی تازه شروع به کار کرده، تو هم تا تونستی بدبختو گیج کردی، چپ و راست دستور میدی، یک کوبیده میخوای کوفتت کنی، یک ساعت، اورد میدی، هر چی که فکر کردی مجانیه گفتی بیار، سبزی، پیاز، آب خوردن، موزیک…. ۶ یورو میخوای بدی غذا بخوری، خیال میکنی رستوران و صاحبشو کارمنداشو خریدی !
گفت پول میدم عزیز من، بوس که نمیخام بهش بدم! گفتم با این ولخرجی که شما دارین میکنین، خانوم مانوم نمیخوای واست بیارن با کوبیدت؟ گفت نه اونو که مجانی نمیارن، فعلا هم خداییش با شیکم خالی میلم نمیکشه، بعدا اگه هوس کردم به تو میگم تو واسم زحمتشو بکشی!
گفتم ادب هم خوب چیزیه واسه آدم، مرتیکه خار ****!
زرشک پلو با کوبیده اضافه ؟!؟
بیچاره گارسون چی کشیده
توسط: sahel در می 13, 2009
در 07:28
سلام ساحل جون، تو رو خدا میبینی ما چه مشکلاتی داریم تو این کشور غریب!
توسط: Bobby در می 13, 2009
در 07:53
چقدر پررو بوده دوستت، من جای تو بودم دیگه با این هیچ جا نمیرفتم! خیلیها هستن که فقط به فکر خودشون هستن، هیچکی دیگه آدم نیست، فقط اونان که باید همه چی داشت باشن، خیلی از اینجور افراد بدم میاد.
توسط: hamed در می 13, 2009
در 12:02
jeddi migi?
توسط: arash در می 13, 2009
در 18:41
اره بخدا، چند دفعم تا حالا بهش گفتم، بابا کولی بازی در نیار، هر کی بشنوه میگه لابد قاطی هستی اما عین خیالشم نیست! خداییشم که یک خورده قاطی داره!
توسط: Bobby در می 13, 2009
در 18:46
منظورم از جدی میگی شیش یورو بود. مطمئنی؟ کباب کوبیده اینجا نرمال 14 یوروئه ، دیگه یه رستوران هست به نام تک با کیفیت در حد رستوران سر راهی های جاده چالوس کوبیده میده هشت یورو؟آخن هم همچین خبرایی نیست.. اوستا شما تو ستاد احمدی نژاد نیستی احتمالا؟
توسط: arash در می 14, 2009
در 01:16
“اوستا شما تو ستاد احمدی نژاد نیستی احتمالا؟”
من تو ستادش نیستم، من خود خودشم
کوبیده همینجام قیمتش حدود ۱۰-۱۱ یورو هست اما رستورانها معمولا ظهرها غذای روز میذارن، قیمت غذاشونو میارن پایین که ملت برن، اما شبا، قیمتها گرونتره، غذای روزانه معمولا، سالاد یا سوپ با غذای اصلی هست که به قیمت ۶،۹۰ تا ۷،۹۰ یورو میدن! اینجا رستورانها چینی هم هستن که ظهر بوفه میذارن به قیمت ۴،۹۰ یورو، هر چی بخوای میخوری ۴،۹۰ میدی و اسهال میگیری میره خونت
بهش میگن eat all you can این دوستمون هم معمولا میره اونجا تا جایی که میتونه میخوره، خودشو خفه میکنه بعدشم جای ۴،۹۰ یورو ۵ تا میده میگه keep the change !
توسط: Bobby در می 14, 2009
در 07:42
خانمهای مذکور
http://bibimonavvar.wordpress.com/2009/05/14/zib/
توسط: bibimonavvar در می 14, 2009
در 10:10
میشه سوال کنم این لینک شما چه ربطی به کوبیده و زرشک پلو داره؟
توسط: Bobby در می 14, 2009
در 10:15
”جای ۴،۹۰ یورو ۵ تا میده میگه keep the change !”
انصافا این دوست شما اصفهانی نیست؟این دست و دلبازیا فقط از بروبچز اصفهانی بر میاد.
توسط: arash در می 14, 2009
در 10:42
خودش که میگه نه اما باید مشهدی باشه!
توسط: Bobby در می 14, 2009
در 11:14
اون كلمه ي آخرش رو بايد همون اول بهش مي گفتي!!
خار اون دختر بدبخت رو سرويس كرده اين رفيقتون كه!
توسط: مهدي در می 16, 2009
در 20:57
والا بخدا مهدی جان دیگه روم نمیشه برم اونجا! اتفاقا امروز اینقد هوس غذای ایرانی کرده بودم که نگو، اما هر چی فکر کردم دیدم بهتر چند روزی اونجا آفتابی نشم تا خانومه داستانو فراموش کنه!
توسط: Bobby در می 16, 2009
در 21:10
جالب اینه که من یک مدتی تو زندگیم اینطوری بودم. فکر می کردم این یعنی اینکه از حقت دفاع کنی
نمی دونم چطور و از کی این تفکر رو کنار گذاشتم. واقعن کار احمقانه ایه.
توسط: کیوان در می 17, 2009
در 20:58
وای این کفر ادمو در میاره که
توسط: پیتزا در می 18, 2009
در 19:51
بزار برم اینو لینک کنم تو بالاترین ببینم داغ میشه یا نه! فکر کنم بچهها خوششون بیاد!
توسط: Bobby در می 18, 2009
در 20:07
به امام زمون !!! اگر من اونجا بودم همچين با كله تو صورتش ميزدم كه به خر بگه زن دائی !!! مرتيكه عمله !!!
توسط: Manoochehr در می 19, 2009
در 05:06
آره خوشمون اومد
توسط: razegi در می 19, 2009
در 05:33
خونتو کثیف نکن منوچهر جون، در جمع آدم بی آزاریه و اهل کمک هر کی هر چی ازش بخواد نه نمیگه، سالهای ساله که میشناسمش اما نمیدونم این چه عادتیه که این بشر داره، تو رستوران که هست، خیال میکنه که باید چپ و راست دستور بده!
توسط: Bobby در می 19, 2009
در 07:04
من که خیلی خندیدم این دوستتون هر چی هست خیلی باحاله باید از قیافه اون دختره فیلم میگرفتین ولی خداییش سخته آدم باور کنه این اتفاق واقعیه, هنوز فکر میکنم یه داستانه
توسط: يوسف در می 19, 2009
در 08:12
من فكر نمي كردم بشه اينقدر خورده فرمايش داشت. واقعا آدم با استعداديه. اين جناب مجرده يا متاهل؟ تو خونه هم همينطوريه؟
توسط: shahrvandetehran در می 20, 2009
در 10:39
شهروند جون مثل اینکه خوشت اومد از دوستمون، بگم مامانشو بفرسته خواستگاری؟
توسط: Bobby در می 20, 2009
در 11:19
خوشمان امد،مرسی
توسط: مهدی در می 21, 2009
در 18:34
خوبه باز یه جایی هستین که میشه اینجوری برخورد کرد.
تو ایران که پولشو میگیرن انگارم دارن شکمو گدا رو سیر میکنن.
توسط: نیما در می 24, 2009
در 14:18
man boodam tu ghazash fin mikardam
توسط: shaparak در سپتامبر 29, 2009
در 17:02
“man boodam tu ghazash fin mikardam ”
فکر کنم گارسونه همین کار رو کرده بود، چونکه هی میگفت، غذاش مزه مخصوصی میده!
توسط: Bobby در سپتامبر 29, 2009
در 17:06
=))=))=))=))=))
)
haghesh bood
sose makhsos
توسط: shaparak در سپتامبر 29, 2009
در 17:36