نگاشته شده توسط: Bobby | سپتامبر 26, 2009

حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز

من تا حالا هر چی‌ اینجا گذاشتم، خودم نوشتم، اما این مطلب اینقد زیباس که حیفم اومد برای دوستان نذارم، با تشکر از برادر عزیزم که این مطلب رو برام فرستاده،  من که خیلی‌ خوشم اومد، امیدوارم که شمام بپسندین:


“در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم.”

البته من بهتر خوشم میومد اگه مینوشت پدران از همه  بهتر می‌دونن مادران هم بعضی‌ وقتا!

“در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.”

والا من نمیدونم چی‌ بگم، من که تا حالا تو عمرم کار خلاف نکردم و هیچ پخی هم نشدم اونایی که دزدی کردن، دروغ گفتن، مال مردم خوردن.. به همه جا رسیدن!

“در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم می‌كند.”

از من بپرسین میگم نوزاد مادر رو از ۲۴ ساعت و پدر رو از ۴۸ ساعت! در روز محروم میکنه!

“در 30 سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.”

من که همون ۱۷-۱۸ سالم بود که فهمیدم نه جذاب هستم و نه قدرت دارم! اما خانوما بخونن و بفهمن که با جذابیت میتونین دل‌ مردا رو به دست بیارین و نه با منم منم و من اینکار رو می‌کنم و من اونکار رو می‌کنم، تا میتونین خودتونو خوشگل کنین!

“در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چیزی است كه خود می‌سازد.”

من که دیگه از آینده تو این دنیا نامید شدم خدا مارو تو اون دنیا عاقبت بخیر کنه!

“در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم.”

واسه ما بدبختایی که در غربت زندگی‌ می‌کنیم، خوشبختی‌ اینه که یک کار بتونی‌ پیدا کنی‌ و اجازه بهت بدن که مثل همه آدما کار کنی‌، شاید بتونی‌ شکم زنو بچتو سیر کنی‌!

“در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می‌افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می‌دهند.”

من می‌تونم با اطمینان بگم که از اول عمرم تا حالا همه واکنش هام نسبت به اتفاقات اشتباه بوده، شما هارو نمیدونم!

“در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بد ترین دشمن وی است.”

در زمان ۵۰ سالگی گارسیا، اینترنت نبوده که دور کتاب و متاب رو خط بکشه، من که آخرین کتابی که خوندم، اگه اشتباه نکنم کتابی بود به اسم  توی ده شلمرود، حسنی تک و تنها بود!

“در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.”

من که مغزی تو کلم نیست تا حالا هرچی‌ تصمیم گرفتم با قلبم بوده بد جوری هم دهنم سرویس شده! شما سعی‌ کنین به حرف‌های گارسیا جون گوش بدین که به روز من نیوفتین!

“در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می‌توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.”

من ایثار میثار حالیم نیست چیه، عشق هم که به قول سوسن خدا بیامرز (شاید هم گیتا خدا نیامرز، چونکه انشالا هنوز زنده‌س!) اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه!

“در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.”

من از این حرفش خیلی‌ خوشم اومد، هر چی‌ میتونین بخورین، تا میتونین هم بخورین، این بده اون ضرر داره، این چربه اون یکی‌ دیگه کالریش بالاس.. اینا همه رو فراموش کنین!

“در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارت‌های خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارت‌های بد است.”

عاشق این جملشم، صد در صد باهاش موافقم!

“در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می‌كند نارس است، به رشد وكمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.”

این یکی‌ واسه من یک خورده سنگینه، خوب درکش نمیکنم، شاید بخاطر اینکه هنوز نارس هستم!

“در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.”

منو هنوز تا حالا کسی‌ دوست نداشته که به این حقیقت پی‌ ببرم و لذتشو ببرم!

“در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست.”

آیا مام ۴۰-۵۰ سال دیگه این حقیقتو در مییابیم؟!
دوستان چرت و پرتای منو ول کنین، واقعا که جملاتش زیباس، منو خیلی‌ تحت تاثیر قرار داد!
نگاشته شده توسط: Bobby | سپتامبر 24, 2009

کبری

داشتم با خودم خاطرات گذشته رو مرور می‌کردم، خیلی‌‌هاشون تلخن اما بعضی‌ هاشونم شاید بشه بهشون گفت بامزه! اینم یکی‌ از هموناس:

بله، زمان دانشجویی بود در شهر منچستر در کشور خبیث! انگلستان، شبی از شبها با یکی‌ از دوستان نشسته بودیم، حوصلمون سر رفته بود، تصمیم گرفتیم که بریم دیسکوتک، دوستم که اسمش اکبر بود گفت که دیسکوتک جدیدی باز شده و تعریفشو زیاد از اینور اونور شنیده، خیلی‌ دوست داشت که اونجارو ببینه اما بهش گفته بودن که پسر‌های خارجی‌ رو فقط در صورت بودن با دوست دخترشون راه میدن! من با شنیدن این حرف خونم جوش اومد، گفتم انگلیسی‌‌ها سگ کی‌ باشن که بخوان ما ایرانیها رو راه ندن، من دیسکوتکشونو در جا میخرم، حالا دیگه کار این بی‌ همه چیزا به جایی‌ رسیده که ما ایرانیها رو تو دیسکوتکشون راه نمیدن؟ گفتم بلند شو حاضر شو بریم بقیش با من، گفت ببین عزیز من، منم منم بیخودی و میخرم و میفروشم و میکشم و  می‌کنم رو بذار کنار باید یک پولیتیک درست و حسابی‌ بزنیم که شبمون خراب نشه، تو همه کار هارو بذار به عهده من، من خودم ترتیبشو میدم، گفتم حالا دیگه تو میخوای منو ببری دیسکو؟ گفت اره همین که گفتم تو با من بیا کاریت نباشه، اگه من امشب تورو نبردم تو این دیسکو، اسم منو بذار کبری! گفتم من که چشم آب نمیخوره اما فقط واسه اینکه روت کم شه، باشه، هر کاری که تو بگی‌ می‌کنیم، گفت پس بلند شو زنگ بزن تاکسی‌ بیاد سوار شیم بریم، گفتم نفست از جای گرم بلند می‌شه ها، ۲ روزه الان از بی‌ پولی‌ سیگار نکشیدم اونوقت تاکسی‌ سفارش بدم باهاش برم دیسکو؟ گفت تو همین ۴-۵ دقیقه قبل میخواستی دیسکو یارو رو بخری حالا میخوای مارو با اتوبوس ببری؟ گفتم اونم تازه اگه بلیط اتوبوس تو جیبام پیدا کنم، وگرنه پیاده باید گز کنیم!

بلیط اوتوبوسم نداشتیم، قلکی داشتم که پول خوردامو برای روز مبادا و گرفتن سیگار توش می‌ریختم، زدیم شکوندیمش چندین پوند از توش در آوردیم برای ورودی دیسکو و پیاده راه اوفتادیم به سمت مرکز شهر!

اکبر گفت وقتی‌ رسیدیم اونجا، جوری وانمود می‌کنیم که انگار منتظر دوست دخترامون هستیم، دربونها هم وقتی‌ ببینن ما تنها نیستیم راهمون میدن بریم تو چونکه میگن حتما دوستاشون قبل از اینا اومدن رفتن تو و منتظر اینان، گفتم ایدش بد نیست حالا ببینیم چی‌ میشه!

دم در دیسکوتک که رسیدیم، دیدیم ۲-۳ تا دربون واستادن فقط هم اونایی رو میذاشتن برن تو که یا دخترن و یا پسرن اما با دختر، حتی چند تا پسر انگلیسی‌ هم که تنها بودن راهشون ندادن! اکبر گفت اصلا خودتو نباز، با من باش کاریت نباشه، فقط باید نقشتو خوب بازی کنی‌، گفتم باشه هر چی‌ اوستام بگه! خودش شروع کردن به بالا و پایین رفتن دم در دیسکو، هر چند دقه یکبار ساعتشو نیگا میکرد، بعضی‌ وقتام زیر لبش فحشی میداد، میومد پیش من به انگلیسی‌ میپرسید نیومدن هنوز؟ منم می‌گفتم نه! به انگلیسی‌ هم چرت و پرتایی سر هم میکرد و میگفت، که نمیدونم چرا هنوز نیومدن، چقدر طولش میدن این دخترا، وقتی‌ بیان باهاشون تکلیفمو روشن می‌کنم، حتما تاکسی‌ گیرشون نیومده، تا حالا سابقه نداشته که دوست دختر من دیر بیاد….جوری هم میگفت که دربون‌ها بشنون، اینارو میگفت باز میرفت سر چار راه، خیابونو نیگا میکرد که ببینه آیا دارن میان یا نه! یکدفعه برگشت پیش من، به انگلیسی‌ گفت چرا واستادی؟ برو خیابون بغلی شاید دم اون دیسکو دیگه منتظرن، منم سرمو انداختم پایین رفتم خیابون بغلی و برگشتم، داد زد نبودن؟ گفتم نه والا اونجام نیستن! شروع کرد با من به دادو بیداد کردن، که همش تقصیر دوست توه، اون حتما طولش میده، دوست من همیشه سر وقت میاد، منم نمیدونستم بخندم یا گریه کنم، گفتم نه، دوست من هم همیشه سر وقت میومده تا حالا ، نمیدونم چی‌ شده! یواشکی به فارسی‌ بهش گفتم بابا بیخیا ل اکبر ، تو هم دیگه مثل اینکه باورت شده، گفت جای این حرفا برو واسا سر اون خیابون که اومدن ببیننت، چونکه تا حالا تو این دیسکو نبودن، ادرسشو بلد نیستن!

خلاصه، یک ساعتی‌ این دوست ما از این ادا‌ها در آورد، بالا و پایین میرفت، خیابونو دور میزد، ساعتشو نیگا میکرد، با پاش به زمین میکوبید… بعدش منو که هنوز سر چهار راه واستا بودم صدا زد که برم پیشش، گفت حالا دیگه وقتشه، بیا یاد بگیر چه جوری میبرمت تو، گفتم دمت گرم، خوشگلا آمده باشین که ما اومدیم!

اکبر جلو من هم پشت سرش، اومدیم بریم تو، یکی‌ از دربونا همچین دستشو گذاشت جلو سینه  اکبر که نزدیک بود از پشت بیفته رو زمین! بعدشم گفت شما نمیتونین بدون همراه برین تو، کامران هم کم نیاورد، گفت دوست دخترای ما رفتن تو، یارو گفت چه جور دوستایی هستن که شماها الان یک ساعت اینجا دارین بالا و پایین میرین یکیشون نیومد ببینه شما کجایین؟ بعدشم اضافه کرد که ما روزی ۱۰ دفعه این چیزارو میبینیم این کلک‌های شما به درد کودکستان میخوره ، کی میخواین شما‌ها بزرگ شین؟

سرمونو انداختیم پایین و برگشتیم، رفتیم تو یک کافه نشستیم، دیدم  اکبر خیلی‌ حالش گرفته شده، همینجوری نشسته بود با خودش قر میزد و فحش میداد، دست زدم رو شونش، گفتم ناراحت نباش کبری جون، من خودم فردا ۱۰ تا دختر انگلیسی‌، خوشگل و مامانی واست میارم تو خونه جلوت رو میز راک اند رول برقصن! گور پدرشون، مگه ما دیسکو ندیده هستیم؟ خیلی‌ هم دلشون بخواد که ما میریم دستی‌ به سرو گوش دختراشون میکشیم! اینا دارن انتقام کارایی که مصدق باهاشون کرده از ما میگیرن! حالا راهمون ندادن که ندادن، آسمون که به زمین نیومده، میریم یک جای دیگه، خیلی‌ هم از اینجا بهتر، گفت نه جان تو، من از اینکه راهمون ندادن ناراحت نیستم از اینکه این دخترا مارو قال گذاشتن بد جوری حالم گرفته شد!!

discos

نگاشته شده توسط: Bobby | سپتامبر 22, 2009

پاییز

کم کم روزا دارن بدجوری کوتاه میشن، دوباره پاییز رسید، امروز روز آخر تابستون بود، خیلی‌ من از این پاییز دلم پره، نمیدونم چرا، بدی هم به من نکرده این فصل خدا اما همون خاطرات بچگی‌، مثل تموم شدن تعطیلات تابستونی، شروع شدن مدارس، کوتاه شدن روز ها… خودش کم بد نیست، من اصلا اونایی رو باور نمیکنم که میگن پاییز رو دوست دارن، آخه چیه پاییز رو میتونین دوست داشت باشین؟ زمستون اقلاً باز واسه بعضی‌‌ها دوست داشتنی میتونه باشه، بعضی‌‌ها برف رو دوست دارنم، بعضی‌‌ها عاشق اسکی رفتن هستن، بعضی‌‌ها کیف می‌کنن جلو شومینه بشینن و بالاخره زمستون این نوید رو به آدم میده که بهار در راهه اما این پاییز لعنتی هیچی‌ نداره، وقتی‌ یاد برگای زردی میوفتم که از چند روز دیگه تو خیابونا رو زمین ریختن حالم شدیداً گرفته میشه.

paiiz

خداییش این تابستون امسال رو من اصلا نفهمیدم کی اومد کی رفت! اصلا بهم نچسبید، نتونستم حتی یک هفته دست بچه هامو بگیرم برم مسافرتی جایی‌ که اقلاً این ۲ تا دخترام بهشون خوش بگذره، ۱۰۰ دفعه گفتن، بابی پس کی میریم مسافرت؟ گفتم میریم، باز گفتن کی باز گفتم میریم، حالام که دیگه باز این پاییز اومد سراغمون، باز ۳ ماه بارون و هوای بد بعدشم که زمستون و برف و سرما، کاش میشد تمام سال تابستون باشه!

اگه شما از اونایی هستین که پاییزو دوست دارین، خواهش می‌کنم یکی‌ دوتا از خوبیاش بنویسن شاید منم باهاش آشتی‌ کردم!

نگاشته شده توسط: Bobby | سپتامبر 17, 2009

دلقک

هیچوقت اون روز یادم نمیره، خیلی‌ روز سردی بود، دخترم تب داشت، تبشم بالا بود، یکشنبه بود، باید میبردیمش بیمارستان، نمیدونم چرا بچه‌ها همیشه روزای تعطیل مریض میشن! وقتی‌ رسیدیم بیمارستان، بخاطر زمستون و هوای سرد، کلی‌ بچه با مادر پدراشون اونجا بودن، یکی‌ دو ساعتی‌ باید صبر میکردیم تا صدامون بزنن، واسه اینکه زیاد حوصلم سر نره، بچه رو بغل کردم و نشستم دم پنجره ریزش برف رو با دخترم تماشا میکردیم، بعد از مدتی‌ که دیگه حوصله هممون داشت سر میرفت، دیدیم مردی حدودا ۳۵-۲۶ ساله اومد وسط برفا شروع کرد به ادا در آوردن، یک دماغ قرمز کاغذی هم گذاشته بود رو دماغش، بخاطر فاصله نسبتا زیادی که با ما داشت و پنجرهای بسته صداشو نمیشنیدیم که چی‌ میگفت و چی‌ می‌خوند اما خیلی‌ واسمون جالب بود، همه بچه هاشونو آورده بودن دم پنجره‌ها که بتونن دلقک رو ببینن و بخندن، به خانومم گفتم، خدا پدر و مادرشونو بیامرزه، دیدن بچه‌ها حوصلشون سر میره، دلقک هم واسشون آوردن! خانومم گفت خیر سرشون با این برنامشون اقلاً یک خرده میاوردنش نزدیکتر که صداشم بشنویم، گفتم تو هم که هیچوقت راضی‌ نیستی‌، جای اینکه بگی‌ خدا خیرشون بده بازم ایراد میگیری، کنسرت که نیومدی! یکی‌ آوردن بچه هارو بخندونه، دستشون درد نکنه، من که وقتی‌ بخوایم بریم ازشون تشکر میکنم.

sad clown

رو برفا بالا پایین میپرید، خودشو میزد زمین دوباره بلند میشد، شکلک درمیاورد، بچه‌ها همه بهش میخندیدن، بعضی‌ هام واسش دست میزدن، میخواستن برن بیرون از نزدیک ببیننش اما مادرا نمیذاشتن بچه‌هاشون که مریض بودن برن تو برف و سرما، کم کم دیگه دلقکه پیرهنشم در آورده بود تو هوای چند درجه زیر صفر! خودشو محکم میزد زمین، جیغش میرفت هوا، رو دستاشو بدنش لکه‌های قرمز خون دیده میشد اما بازم خودشو مینداخت رو زمین، به صورتش چنگ مینداخت، سرشو میکوبید به درختی که اونجا بود، خون تمام صورتشو پوشونده بود، کم کم صدای مادرا در اومده بود، کسی‌ دیگه نمیخندید، بچه هاشونو به زور از دم پنجره میبردن، دلقکه اما به نمایشش ادامه میداد، بعد از چند دقیقه ۲ تا مرد که لباس نگهبانی تنشون بود دویدن به سمت مرده، دستاشو گرفته بودن اما اون همینجوری ادا در میاورد، نمیتونستن آرومش کنن، ۲-۳ نفر دیگم دون دون اومدن به کمک نگهبان ها، دست و پاهاشو گرفتن بردنش! تو بخشی که ما بودیم همه هاج و واج این صحنه هارو تماشا میکردن، هیچکی دیگه حرفی‌ نمیزد، از خندیدن و دست زدن دیگه خبری نبود، دلقکه بدجوری حال همه رو گرفته بود، اولشو خوب شروع کرد اما بعدش دیگه شورشو در آورده بود، بچه‌ها فقط از ماماناشون سوال میکردن که چرا دلقکو گرفتن بردن؟ چرا دلقکه سرشو میکوببید به درخت، چرا از همه جاش خون میومد؟ هیچکی جوابی نداشت بهشون بعده!

نیم ساعتی‌ طول کشید تا نوبت ما رسید رفتیم پیش دکتر بچه‌را معاینه کرد، کارمون تموم شد، اومدیم بریم خونه دم در یکی‌ از اون نگهبان‌ها رو دیدیم، ازش راجع به دلقکه پرسیدیم، در حالی‌ که اشک تو چشاش جم شده بود، گفت اون دلقک نبود، اونو بهش گفته بودن که بچه ۵ سالش زیر عمل مرده!

نگاشته شده توسط: Bobby | سپتامبر 12, 2009

دوغ آبعلی!

آدم باید کلش کار کنه، منو خدا هر چی‌ بهم نداده باشه، یک کله داده که عین ساعت کار میکنه، بخصوص در موارد اقتصادی! قبول نمیکنین، بخونین ببینین که آیا درست میگم یا نه!

چند وقت پیش مهمون داشتیم واسه نهار، خانم محترم بنده فرمودن، میری خرید چند تا دوغ هم بگیر، امروز جای کوکا کولا و آاشغال‌های دیگه دوغ میزاریم سر میز، گفتم ایده خیلی‌ خوبیه هم تنوعی هست و هم مشتی به دهان آمریکا زدیم! به دوستان هم میگیم که با هر آروقی که میزنن ۳ دفعه بگن مرگ بر امریکا، خانومم گفت، شد یکدفعه من یک چیز بگم تو مزه نندازی، گفتم بازم خدارو شکر که قبول داری که این حرفایی که من میزنم با مزن!

تو این غربت درد ما یکی‌ دوتا که نیست، دوغ هم میخوایم باید تمام شهر رو دور بزنیم بریم مغازه ایرانی‌! درد سرتون ندم رفتیم پیش دوستمون گفتم دوغ میخواستم، گفت، اتفاقا همین دیروز واسمون از لندن دوغ اومده چه دوغی، گفتم چرا از لندن، این انگلیسی‌‌های بی‌ چشم و رو دوغمونم از ما گرفتن، یعنی‌ من بعد اینهمه مبارزه باید بیام دوغ انگلیسی‌ بنوشم، من سرم بره تن به این خفت نمیدم، مثل اینکه یادت رفته با کی‌ داری حرف میزنی! گفت نه دائی جان، خودتو ناراحت نکن اینا دوغ آبعلی اصله اما تو لندن تو شیشه می‌کنن، گفتم از لندن جایی‌ بهتر پیدا نکردن؟ اینا معمولان خون ما ایرانیها رو اونجا تو شیشه می‌کنن حالا دلشون بهمون سوخته دوغ واسمون میفرستن، حتما مثل موقع کشتن گوسفنداس که اول بهشون آب میدن بعد سرشونو میبرن، اینام میخوان با دوغ دخل ما مبارزین قدیمی‌ رو در بیارن! اما من دوست دارم با تیر و خمپاره و تانک ترتیبمو بدن نه با دوغ! این انگلیسی‌‌ها خیرشون تا حالا به کی‌ رسیده که به ما برسه؟ گفت حالا دیگه من نمیدونم، دوغ انگلیسی‌، یا امریکایی، یا اسراییلی، و یا هرچی‌ که هست، میخوای یا نه؟ گفتم مگه چاره دیگیی‌ هم دارم، بدون دوغ برم خونه، خانم بد تر از هر چی‌ امریکایی و انگلیسی‌ و اسراییلی هست، خدمتم میرسه! من ۱۰۰۰ تا سرباز انگلیسی و امریکایی رو با انگشت کوچیکم حریفم اما خانومم یک نیگاه چپ بهم میندازه، زهرم آب میشه!

دوغ هارو آورد دیدم روش نوشته دوغ ممد علی‌! گفتم اینا دیگه چیه مگه دوغ آبعلی نداری؟ گفت این خود خودشه به جان عزیزت، منتهی یارو از وقتی‌ از ایران در رفته اسمشو عوض کرده، جای آبعلی کرده ممدعلی! گفتم عزیز من چرا جفنگ میگی‌، آبعلی اسم آدم نبود، آبعلی تا جایی‌ که من یادم میاد دهاتی بود نزدیکای تهران، گفت آره دیگه بعد از انقلاب تمام شهر‌ها اسماشون عوض شده، تو معلوم هست اصلا توی کدوم دنیا زندگی‌ میکنی‌؟ بعد از انقلاب، بزرگان گفتن با همه شوخی‌، با علی‌ هم شوخی‌؟ آب علی‌ یعنی‌ چی‌؟ توهین از این بزرگتر؟ شاه خائن می‌خواست با همین حرفا دین و ایمون مردمو از بین ببره! خدارو شکر که انقلابیون نذاشتن، گفتم خدا این بزرگان رو از ما نگیره، اگه اینارو نداشتیم، ایران مفت نمیارزید! پس دهات آبعلی شده حالا ممدلی! گفت حتما شده دیگه و گرنه یارو دوغشو به اسم دوغ ممدعلی نمیفروخت، گفتم اینم شما راست میگی‌!

پرسیدم خوب این دوغ‌های آبعلی قدیم و ممدعلی جدید چند هستن؟ گفت قابلی‌ نداره، اینو که شنیدم ترس ورام داشت، چونکه چند سال پیش که ایران بودم هرکی‌ میگفت قابلی‌ نداره بعد قیمتی میگفت که دود از کلت بلند میشد! گفتم صاحبش قابله! گفت ۳ یورو! گفتم مگه بشکه‌ای میفروشین؟ گفت باز شوخیت گرفت؟ هر شیشش ۳یورو، شیشه‌ها هم یک لیتریه ، چن تا بدم خدمتت؟ گفتم خدمت از ماست اما خداییش اگه آب زمزم از عربستان سفارش میدادم لیتری ۳ یورو نمیگرفتن! گفت آب زمزم خودش میاد اینو باید درست کنن! با خودم گفتم ۲ لیتر کوکا کولا میخریم یک و نیم یورو ۱ لیتر دوغ، اونم ممدلی ساخت لندن، ۳ یورو! گفتم مثل اینکه وقتش رسیده با امریکا مصالحه کنیم، بوش که رفته، این اوباما هم که اسمش حسینه، حتما سید ال پیغمبر هم هست، تازگی‌ها هم که تبریک عید میگه، عاشورا رو تسلیت میگه، عید قربون گوسفند قربانی میکنه، گوستشو میفرسته واسه در و همسایه، سال دیگه میخواد بره مکّه، خمس و زکاتشم قراره بفرسته واسه لبنانی ها، بهتره برم ۴-۵ تا کوکا کولای اصل امریکایی بخرم هم ثواب کردم و پولم جای دوری نرفته و هم کباب نشدم و پولم به انگلیسی‌‌های خبیث نرسیده!

رفتم سوپر مارکت چند تا کولا و ۲ تام آب معدنی گاز دار گرفتم، یک ظرف هم ماست! برگشتم خونه، خانومم پرسید دوغ گرفتی‌، گفتم رفتم پیش دوستمون گفت که دوغ اصلا دیگه نمیاره، چونکه تازگی امریکایی‌ها کشف کردن که دوغ‌های ممدلی سرطان زاس! پرسید گرون بود؟ گفتم نه جون دخترای اوباما، عین حقیقته! گفت دوغ ممد علی‌ دیگه جریانش چیه؟ گفتم اون حکایتش طولانیه، یکروز واست تعریف می‌کنم! در ضمن ماست و آب معدنی هم گرفتم، هر کی‌ خواست دوغ بنوشه و پوزه اوباما رو به خاک بماله میتونه بره توی آشپزخونه و خودش باهاش مبارزه کنه من که دیگه از وقتی‌ شیندم دوغ ممدلی یک لیترش ۳ یوره با اوباما پسر خاله شدم، فردام بهش زنگ میزنم که دست میشل و بچه هارو بگیره عید فطر بیاد پیش ما بعد از نماز عید فطر میبرمشون مسجد ایرانیها، اونجا خرجی میدن، یک پلو قیمه دارچین دار اسلامی بهشون میدم روحشون شاد شه!

doogh

dough abali!

adam baayad kallash kaar koneh, mano khoda har chi behem nadaadeh baasheh, yek kalleh daadeh keh ein saat kaar mikoneh, bekhosoos dar mawaared eghtesaadi! ghabool nemikonin, bekhoonin bebinin keh aya dorost migam ya na!

chand waght pish mehmon daashtim waaseh nahaar, khaanoom mohtaram bandeh farmoodan, miri kharid chand ta doogh ham begir, emrooz jaai coca cola v ashghaal haai digeh doogh mizaarim sar miz, goftam ideh khaili khoobieh ham tanavoeii hast v ham moshti beh dahan emrika zadim! beh doostaan ham migim keh ba har aaroghi keh mizanan 3 dafe began marg bar emrika, khanoomam goft, shod yekdafeh man yek chiz begam to mazeh nandaazi, goftam baazm khodaro shokr keh ghabool daari keh in harfaaii keh man mizanam ba mazan!

to in ghorbat dard ma yeki dota keh nist, doogh ham mikhaaim baayad tamaam shahr ro dowr bezanim berim maghazeh irani! dard sretoon nadam raftam pish doostemoon goftam doogh mikhaastam, goft, etefaagha hamin dirooz waasamoon az landan dough oomadeh che dooghi, goftam chera az landan, in englisi haai bi cheshm v ro doughemoonam az ma gereftan, yani man baad inhameh mobaarezeh baayad biam dough englisi benoosham, man saram bereh tan beh in khefat nemidam, mesl inkeh yaadet rafteh ba ki daari harf mizani! goft na daii jaan, khodeto naarahat nakon ina doogh abali asleh amma to landan to shisheh mikonan, goftam az landan jaaii behatar peida nakardan? ina mamoolan khoon ma iraaniha ro oonja to shishe mikonan hala deleshoon behemoon sukhteh doogh waasamoon miferestan, hatman mesl mowghe koshtan goosfandaas keh aval beheshoon aab midn baad sareshoono miboran, inaam mikhaan ba doogh dakhl maaro dar biaran, in englisi ha kheireshoon ta hala beh ki resideh keh beh ma bereseh? goft hala digeh man nemidoonam, doogh englisi, ya emrikaaii, ya esraaiili, v ya harchi keh hast, mikhaai ya na? goftam mageh chaareh digeii ham daarm, bedoon doogh beram khooneh khaanoom bad tar az har chi emrikaaii v englisi v esraaiili hast, khedmatam mireseh! man 1000 ta sarbaaz engilisi v emrikaaii ro ba angoosht koochikam harifam amma khaanoomam yek nigaah chap behem mindaazeh, zahram aab misheh!

doogh haro avord didam roosh neveshteh doogh mamd ali! goftam ina digeh chieh mageh doogh abali nadaari? goft in khode khodesheh beh jaan azizet, monteha yaaro az waghti az iran dar rafteh esmesho avaz kardeh, jaai abali kardeh mamdali! goftam aziz man chera jafang migi, abali esm aadam nabood, abali dehaati bood nazdikaai tehran ta jaaii keh man yaadm miaad, goft aareh digeh baad az enghelaab tamaam shahr ha esmashoon avaz shodeh, to maloom hast asla tu kodom donia zendegi mikoni? baad az enghlaab, bozorgaan goftan ba hameh shookhi, ba ali ham shookhi? ab ali yani chi? towhin az in bozorgtar? shaah khaaen mikhaast ba hamin harfa din v imoon mardomo az bein bebareh! khodaro shokr keh enghelaabioon nazaashtan, goftam khoda in bozorgaan ro az ma nagireh, ageh inaaro nadaashtim, iraan moft nemiarzid! pas dehaat abali shodeh hala mamdali! goft hatman shodeh digeh va garna yaaro dooghesho beh esm doogh mamdali nemiforookht, goftam inam shoma raast migi!

porsidam khoob in doogh haai abali ghadim v mamdali jadid chand hastan? goft ghaabeli nadaareh, ino keh shenidam tars varam daasht, chonkeh chand saal pish keh iraan boodam harki migoft ghaabeli nadaareh baad gheimati migoft keh dood az kallat boland mishod! goftam saahebesh ghaabelehh! goft 3 uro! goftam mageh boshkeh-i mifrooshin? goft baaz shookhit gereft? har shishash 3uro, shisheh ha ham yek litrieh , chan ta bedm khedmatet? goftam khedmat az maast amma khodaaiish ageh aab zamzam az arabestaan sefaaresh midaadm litri 3 uro nemigereftan! goft aab zamzam khodesh miaad ino bayad dorost konan! ba khodam goftam 2 litr cooka coola mikharim yek v nim uro 1 litr doogh, oonam mamdali saakht lndn, 3 uro! goftam mesl inkeh waghtesh resideh ba emrika mosaaleheh konim, bosh keh rafteh, in obama ham keh esmesh hossineh, hatman seied al peighamber ham hast, taazegi ha ham keh tabrik eid migeh, ashoora ro tasliat migeh, eid ghorboon goosfand ghorbaani mikoneh, goosteshoo miferesteh waaseh dar v hamsaaieh, saal digeh mikhaad bereh makeh, khoms v zakaatesham gharaareh befresteh waaseh lobnaani ha, behtareh beram 4-5 ta kooka koolaai asl emrikaaii bekharm ham savaab kardam v polam jaai dori narafteh v ham kabaab nashodam v polam beh englisi haai khabis naresideh!

raftam sooper maarket chnd ta koola v 2 taam aab madani gaaz daar gereftam, yek zarf ham maast! bargashtam khooneh, khaanoomam porsid doogh gerefti, goftam raftam pish doostemoon goft keh doogh asla dige nemiaareh, chonkeh taazegi emrikaaii ha kashf kardan keh doogh haai mamdali sarataan zaas! porsid geroon bood? goftam na beh jun bacheh haai obama, ein haghighateh! goft doogh mamd ali digeh jariaanesh chieh? goftam oon hkaaiatesh toolaanieh, yekrooz waasat tarif mikonam! dar zemn maast v ab madani ham gereftam, har ki khavaast doogh benoosheh v poozeh obama ro beh khaak bemaaleh mitooneh bereh tu ashpazkhooneh v khodesh baahaash mobaarezeh koneh man keh digeh az waghti sheindam doogh mamdali yek litresh 3 uroeh ba obaama pesar khaaleh shodam, fardaam behesh zang mizanam keh dast mishel v bacheh haro begireh eid fetr biaad baad az namaaz fetr mibarameshoon masjed iraaniha, oonja kharji midn, yek polow gheimeh daarchin daar eslaami beheshoon midam rooheshoon shaad she!

نگاشته شده توسط: Bobby | سپتامبر 10, 2009

معامله با دوستان

باور کنین که خیلی‌ کار دارم اما باز کرم چرت و پرت نوشتن افتاده تو جونم، ولکن هم نیست، سعی‌ می‌کنم که سریع تریبشو بدم تا شاید بتونم به کارامم برسم، خدا از سر تقصیرات اون نگذره که مارو به وبلاگ نویسی کشوند!

حدود یک هفته پیش نشسته بودم طبق معمول تو مغازه و یاد قرض و قوله‌ها افتاده بودم که در باز شد و دوست عزیزی وارد مغازه شد، بعد از سلام و احوالپرسی و small talks!! ( این تیکه رو اومدم که یعنی‌ مام بله) گفت غرض از مزاحمت اینه که اومدم پیشت یک موبایل برای دخترم بگیرم، پرسیدم دخترت مگه چند سالشه؟ تا جایی‌ که من یادم میاد که نباید هنوز تو سنّی باشه که تلفن همراه لازم داشته باشه، گفت، آره راست میگی‌ اما چونکه همه دوستاش تو مدرسه موبایل دارن، دختر من هم مارو عاجز کرده، روزی نیست که برم خونه و سوال نکنه که بابا موبایل چی‌ شد؟ الان هم شده ماشألله ۸ سالش، کلاس دومه، بد هم نیست که موبایلی براش بگیریم، هم اون خوشحال میشه و هم ما راحت تریم که میتونیم همیشه بهش زنگ بزنیم و بدونیم کجاس، گفتم هر جور که دوست داری، من واسه بچه خودم در این سن و سال موبایل نمیگیرم اما شما مختاری، من هم کارم فروش تلفونه، دوست داری، من در خدمتم، گفت چه تلفونی به نظر تو واسه بچه‌ها بهتره؟ گفتم راستش بچه فقط میخواد تلفن داشته باشه، یک چیز ساده واسش بگیر که زیاد هم پیچیده نباشه، چند جور تلفن بهش نشون دادم، گفت نه، من از اینا خوشم نمیاد، تلفونی داری با touch screen ؟ گفتم عزیز من تلفن‌های که شما میگی‌، حتی واسه خیلی‌ از بزرگتر‌ها درد سره، چه برسه به یک بچه ۸ ساله! گفت نه بابا، بچه ما ماشالله خیلی‌ آی کیوش بالاست، تو دلم گفتم، آرزو به دلم موند که یکی‌ بیاد و بگه که بچش از انیشتن کمتره! گفتم با همه این تفاصیل من اصلا پیشنهاد نمیکنم که شما واسه بچت تلفن touch screen بخری، خلاصه هر کاری کردیم راضی‌ نشد که نشد، دیدم کم مونده که اصلا ازم ناراحت شه، گفتم باشه اگه خیال میکنی‌ که بچت با اینجور موبایل‌ها مشکلی‌ نخواهد داشت ، من هر کدومشو بخوای بهت میدم، فقط یادت باشه که من بهت گفتم که این جور تلفن‌ها مال بچه‌ها نیست اما شما خودت تصمیمتو گرفتی‌، گفت نه بابا خیالت راحت باش، من ازت ممنونم که بیشتر از اینکه فکر خودت و مغازت باشی‌، فکر مشتری ودوستنت هستی‌، گفتم خواهش می‌کنم، یک تلفن Samsung S 5600 گرفت و رفت!

دیروز دیدم که اومد! گفت یک هفتس می‌خوام بیام پیشت وقت نکردم! بابا نالوطی، این چی‌ بود به ما انداختی؟ پرسیدم چی‌ شده؟ گفت راستش این تلفونی که به من فروختی! اصلا به درد بچه‌ها نمیخوره! بچم نیم ساعت با هاش ور رفت و گذاشتش کنار! خیلی‌ تلفونش پیچیدس! گفتم جدی میگی‌؟ گفت اره به جون عزیزت، ما بیخود اینو انتخاب کردیم، گفتم ما؟ گفت اره دیگه ما بایستی یک چیز ساده تری رو پیدا میکردیم، اینجور تلفونارو واسه بزرگا ساختن، نه واسه بچه ۸ ساله! خانومم کله منو خورده میگه باز رفتی‌ پیش دوستت یک آاشغال بهت انداخته اومدی! گفتم شما به خانومت نگفتی که واسه دوستت تعریف کردی که انیشتن و نیوتن و فیثاغورث انگشت کوچیکه بچتم نمیشن؟ گفت نه دیگه، حالا جون مادرت هر جور میدونی‌ خودت این گندی رو که بالا آوردیم درست کن که دیگه از دست زن و بچه شبا جرات نمیکنم برم خونه!

گفتم میدونی‌ این داستان منو یاد خدا بیامرزه بابام میندازه، تعریف میکرد که یکدفعه، ۴۰-۵۰ سال پیش میخواسته یخچال بخره، میره مغازه یکی‌ از دوستای صمیمیش، میگه اومدم یخچال بخرم، آقاهه میگه والا الان هیچی‌ نداریم، باید صبر کنین. یخچال‌های خوبی‌ داریم تو راهن یکی‌ ۲ هفته دیگه میرسن، فعلا هیچی‌ نمونده، بابام میبینه تو مغازش یک یخچال گذاشته، شیک و پیک، ترو تمیز، قیمت هم روش زده، خیلی‌ چششو میگیره، میپرسه این چیه اینجا؟ میگه این یخچال خرابه، بابام هم که خیلی‌ تیز بوده! ( من هم تیز بودنم به اون خدا بیامرز رفته) با خودش گفته حتما این یخچال خراب نیست اما طرف می‌خواد به غریبه‌ها گرون تر بفروشه واسه همین هم میگه که خرابه، با خودش میگه کور خونده، منو نمیتونه رنگ کنه! بهش میگه من همینو می‌خوام، دوستش میگه عزیز من این یخچال خرابه، کار نمیکنه، شما صبر داشته باش، من یک یخچال خوب واست میذارم کنار بیا ببر، بابای مام میگه نه، من الا و بلا که همینو می‌خوام، دوستش میگه، گوشات نمیشنوه؟ میگم خرابه، بابام هم این وسط میره از مغازه بیرون با یک حمال بر میگرده، یخچال رو میذاره تو گاری! پول یخچال رو میذاره رو میز و میگه خدا حافظ!
شاد و شنگول میرسن خونه، یخچال رو میزارن تو آشپزخونه، وصل میکنه به برق میبینه که روشن نمیشه! بالا و پایینشو چک میکنه، جای یخچال رو عوض میکنه، هر کاری میکنه میبینه که روشن نمی‌شه، با عصبانیت میره تلفن رو ور میداره، مرکز میگه با کی‌ میخواین حرف بزنین؟ میگه با این مرتیکه حقه باز، ما خیال میکردیم که این دوسته با ما، یخچال نو ازش خریدم، خرابه! با دوست چندین و چند سالش که این کار رو میکنه ببین چه بلایی سر اونای دیگه میاره!

نگاشته شده توسط: Bobby | سپتامبر 4, 2009

نرم افزار، سخت افزار، شوخی‌ مردونه! +16

باور کنین هیچ ملتی مثل ما ایرانیها بامزه نیست! دیروز رفته بودم پیش یکی‌ از دوستان ازش روزنامه بگیرم، ازم پرسید نرم افزارت چطوره؟ منم روحم از همه جا بیخبر!، چونکه همون روز داشتم یک چاپگر جدید نصب می‌کردم خیال کردم که منظورش اینه که آیا چاپگر جدید درست کار میکنه یا نه ولی‌ خیلی‌ تعجب کردم که اون از کجا میدونه که من چیکار داشتم سر کار انجام میدادم! گفتم بد نیست فعلا که چاپ میکنه، کیفیتشم خوبه، یک خورده با تعجب نیگام کرد و پرسید نرم افزار تو چاپ هم میکنه؟ گفتم چاپگری که چاپ نکنه واسه چی‌ دیگه نرم افزار لازم داره، تمام صبح علاف این کار بودم تا آخر راش انداختم، گفت بابا معلوم هست تو اصلا داری راجع به چی‌ حرف میزنی؟ من دارم درباره خودت و نرم افزارت سوال می‌کنم به کامپیوتر و برنامه چاپگر چیکار دارم؟ گفتم خدائیش یا من خیلی‌ پرتم یا تو خیلی‌ سطح بالا حرف میزنی، من که اصلا متوجه منظورت نمیشم! گفت بابا تو ایران وقتی‌ بعضی‌ مردا بهم دیگه میرسن و اهل شوخی‌ هم هستن، از همدیگه می‌پرسن، مال تو نرم افزاره یا سخت افزار؟ حالا فهمیدی صحبت سر چیه؟ حال خودتو که نمیپرسن حالا اونجاتو می‌پرسن! یا اینکه میگن زیبای خفتت چطوره؟! گفتم تازه داره دوزاریم می‌افته، یعنی‌ شما نگران خودم نیستی‌ نگران جای دیگمی! گفت اره ماشالله، کم کم مثل اینکه داره خرفهم میشه! گفتم خدارو شکر با لطفی‌ که شما بهش دارین، زیر سایهٔ سر شما و دستی‌ که شما همیشه به سر و روش میکشین، همیشه سرش بالاس و هیچوقت کمرش خم نمیشه!

گفت حالا راستشو بگو مال تو نرم افزاره یا سخت افزار؟ گفتم والا مال ما رو دیگه خیلی‌ وقته که نمی‌شه ازش به عنوان افزار نام برد اما اگه شما خیلی‌ دوست داری حتما استفاده ابزاری ازش ببری، باید متأسفانه نا امیدت کنم چونکه خیلی‌ وقته که دیگه شده سرد افزار!

پ.ن هرکی‌ خودشو لوس کنه و بنویسه که بی‌ مزه بود بهش سرد افزار حواله می‌کنم، من اینو گفته باشم که بعدا ازم دلگیر نشین!

narmafzaar

narm afzaar, sakht afzaar!

Baavr konin hich melati mesl ma iraaniha bamazeh nist! dirooz rafteh boodam pish yeki az doostan azash rooznaameh begiram, azm porsid narm afzaaret chetowreh? man ham choonkeh hamoon rooz daashtam yek chaabgar jadid nasb mikardam khiaal kardam keh manzuresh ineh keh aya chaabgar jadid dorost kaar mikoneh ya na vali khaili tajob kardam keh oon az koja midooneh keh man chikaar daashtam sar kaar anjaam midaadm! goftam bad nist felan keh chaap mikoneh, keifiatesham khoobeh, yek khoordeh ba tajob nigaam kard v porsid narm afzaar to chaap ham mikoneh? goftam chaapgari keh kaar nakoneh waaseh chi digeh narm afzaar laazem daareh, tamaam sobh alaf in kaar boodam ta akhar raash endaakhtam, goft baaba maloom hast to aslan daari raje beh chi harf mizni? man daarm drbaareh khodet v narm afzaaret soal mikonam beh computer v barnaameh chaapgar chikaar daarm? goftam khodaaiish ya man khaili partam ya to khaili sath baala harf mizni, man keh asla motevajeh manzuret nemishm! goft baaba to iran waghti bazi marda beham digeh miresan v ahl shookhi ham hastan, az hamehdigeh miporsan, maal to narm afzaareh ya sakht afzaar? haala fahmidi sohbat sar chieh? haal khodeto keh nemiporsan haala oonjaato miporsan! ya inkeh migan zibaai khoftat chetowreh! goftam taazeh daareh doozaarim miofteh, yani shoma negaraan khodam nisti negaraan jaai digami! goft areh maashallah kam kam mesl inkeh khar fahm shod! goftam khodaro shokr ba lotfi keh shoma behesh daarin, zir saaieh sar shoma v dasti keh shoma hamishe beh sar v rosh mikeshin, hichwaght kamaresh khm nemisheh!

goft haala raastesho begoo maal to narm afzaareh ya sakht afzaar? goftam vaala maal ma ro digeh khaili waghteh keh nemishe azash beh onvaan afzaar naam bord amma ageh shoma khaili doost daari hatman estefaadeh abzaari azash bebari, baayadmoteasefaaneh na omidet konam, chonkeh khaili waghte keh digeh shodeh sard afzaar!

p.s. harki khodesho loos koneh v beneviseh keh bi mazeh bood behesh sard afzaar havaaleh mikonam, man ino gofteh baashm keh badan azm delgir nashin!

نگاشته شده توسط: Bobby | آگوست 31, 2009

افطار با شراب قرمز!

چند روز پیش جاتون خالی‌ مهمون داشتیم،خانوم یکی‌ از دوستان که دفعه اولش هم بود پیش ما اومده بود، هرچی‌ بهش تعارف میکردیم نمیخورد! نزیدیکای ساعت ۸ دیدم که گفت خوب حالا دیگه وقت خوردن و نوشیدنه، تازه ما فهمیدیم که خانم روزه هستن و بخاطر این همه چیرو رد میکرد، گفتم خوب یک کلمه میگفتی‌ و خیالمونو راحت میکردی، ما کم کم داشتیم خیال میکردیم که قهری! گفت نخواستم بگم چونکه دیدم شما تو این خطا نیستین! گفتم کی‌ گفته که ما اهل روزه نیستیم، خانم من خودش هر روز روزه میگیره من هم که میبینی‌ روزه نمیگیرم بخاطر اینه که مسافرم و هنوز تو این سی‌ و خورده‌ای سال قصد نکردم، نمازم رو هم ۲ رکعتی میخونم! دنیا رو چی‌ دیدین، شاید همین امشب بارو بندیل رو بستیم و دست زنو بچه‌را گرفتیم و راهی‌ کشور ٔگل و بلبل خودمون شدیم، چرا حالا بیام بیخودی قصد کنم ، گشنگی و تشنگی هم بکشم، کدوم آدم عاقلی میاد از ۴ صبح تا ۸ شب، توو این چله تابستون پدر روده و معده خودشو در بیاره، ۱۸ ساعت هیچی‌ نخوره و ننوشه اونوقت تا اذون گفتن بیفته به جون غذا و مخلفات؟ خانم دوستمون گفت حالا اگه خرما دارین بیارین تا من روزمو باز کنم، پرسیدم حالا حتما باید خرما باشه؟ گفت خرما باشه بهتره اما اگر هم که نیست من با یک چایی شیرین هم می‌تونم روزه مو باز کنم، گفتم چایی که خدارو شکر تو خونه ما همیشه روبراس یک کیک خیلی‌ خوشمزم تازگی کشف کردم گرفتم بخورین، موقع باز کردن روزتون یک خورده هم برای ما مسافرا دعا کنین!

چایی و کیک رو آوردیم خدمت خانم، خانوم منم که روزه بود دوتایی رفتن نشستن تو آشپزخونه و مشغول خوردن شدن، بعد از نیم ساعتی‌ که برگشتن و شادو شنگول شده بودن شروع کردن به تعریف از کیکی که خورده بودن، خانوم دوستم اینقدر تعریف کرد که همه دوستان میخواستن بدونن که این کیک چی‌ هست! مجبور شدیم که به هر کسی‌ یک تیکه تعارف کنیم تا امتحان کنن، همه تعریف کردن، یکی‌ از دوستان گفت این کیک من رو یاد یک چیزی میندازه، مزش خیلی‌ برام اشناس اما هرچی‌ فکر می‌کنم نمیدونم چیه، گفتم والا من هم از مواد اولیش و چی‌ توش هست اطلاعی ندارم، فقط میخورم و میگم به به، دوستمون ولکن نبود گفت میشه جعبشو بیاری ببینیم چی‌ توش هست، خیلی‌ دلم میخواد بدونم این مزه آشنا چیه! گفتم چشم، همین الان، رفتم تو آشپزخونه و جعبرو آوردم براش که ببینه چی‌ توو این کیک هست که اینقدر خوشمزش کرده، عینکشو زد و شروع کرد به مطالعه نوشته‌های روی کیک، مام مشغول حرف زدن بودیم که یکدفعه گفت، اره فکرشو می‌کردم، این کیک رو با شراب قرمز درست کردن! ببین اینجام نوشته،Rot Wein که به فارسی‌ می‌شه شراب قرمز، آقا این خانم من و خانوم دوستمون اینو شنیدن و مثل ROT WEIN قرمز شدن، خدا رحم کرد که چاقو ماقو دستشون نبود وگرنه من الان اینجا نبودم که این داستان رو برای شما بنویسم! هر چی‌ بد و بیراه به دهنشون اومد به من گفتن، بعدشم دوتایی رفتن به سمت دستشویی که دهناشونو آب بکشن! گفتم بابا بیخودی ادا اطوار درنیارین، چه شرابی، چه آشی، چه کشکی، من اگه میدونستم شراب قرمز توو این کیک هست که نمیدادم شما‌ها حرومش کنین! این کیک رو با شیره انگور درست می‌کنن، اینجا که مردم انگور هارو حروم نمیکنن ازش شیره درست کنن با شیر برنج بخورن! اگه رو جعبش بنویشن شیره انگور که هیچکی لب بهش نمیزنه، مجبورن بنویسن شراب قرمز، شمام اصلا خودتونو ناراحت نکنید، مگه اصلا این کیک به این خوشمزگی طعم الکل داشت؟ یا اینکه الان سرتون گیج میره و فیتیلتون رفته بالا؟ گفتن ما چه میدونیم طعم الکل چیه، ما نه پدرمون عرقخور بوده نه مادرمون! گفتم مال مام نبودن اما اگه یک چیز بخوریم که توش الکل باشه میفهمیم، بیاین جای این حرفا از من تشکر کنین که شیرینی‌ به این خوشمزگی واستون آوردم، گفتن تو هم که همش چرت و پرت میگی‌، روزه مارو باطل کردی، حالا یک چیزی هم بهت بدهکاریم؟ گفتم من چیکارم، شما خرما و چایی شیرین میخواستین، می‌خواست جلو شیکمتونو بگیرین! مارو بگو که اومدیم ثواب کنیم و میخواستیم که از روزه گرفتن شما، یک چیزی هم به ما برسه که اقلاً تو اون دنیا که داریم تو آتیش جهنّم گریل میشیم، یکی‌ بیاد بگه یادت میاد اون روز تو خونتون کیک خوشمزیی به اون دوتا خانم روزه دار دادی، من هم بگم بله، بگه بیا بخاطر اون کارت بگیر این کوکا کولای تگری رو بخور حال کن تا دوباره آتیش رو برات چاق کنیم که ایندفعه خوب کباب شی! بعدشم اگر که باز هم ناراضی‌ هستین من همین جا گناه اینکار رو به گردن میگیرم، تمام این اقایون و خانم‌ها هم شاهد، ما که باید تا ابد به خاطر کارامون در آتیش جهنّم بسوزیم، اینم روش، بذار بشه ابد و ۲ ماه، کوکا کولا تگری هم نخواستیم ، به من اصلا نیومده ثواب کنم ، واسه اینم که این درسی‌ بشه برام که دیگه از این اشتباه‌ها نکنم، امشب هرکدوم از شما دو نفر و همه مهمون‌های عزیزی که اینجا تشریف دارن هر گناهی بکنن، من گردن میگیرم، برین حال کنین، بازم بگین این بابی خیرش به کسی‌ نمیرسه!

khorma

eftaar ba sharaab ghermez!

chand rooz pish jaatoon khaali mehmon daashtim,khanoom yeki az doostaan keh dafeh avalesh ham bood pish ma oomadeh bood, harchi behesh taarof mikardim nemikhoord! nazidkaai saat 8 didam keh goft khoob hala digeh wght khordan v nushidaneh, taazeh ma fahmidim keh khaanoom roozeh hastan v bekhaater in hameh chiro rd mikard, goftam khoob yek kalmeh migofti v khiaalemoono raahat mikardi, ma kam kam daashtim khiaal mikardim keh ghahri! goft nakhaastam begam chonkeh didam shoma to in khata nistin! goftam ki gofteh keh ma ahl namaaz roozeh nistim, khaanoom man khodesh har rooz roozeh migireh man ham keh mibini roozeh nemigiram bekhaater ineh keh mosaaferam v hanooz to in si v khoordeh-i saal ghasd nakardam, donia ro chi didin, shaayad hamin shab baaro bandil ro bastam v dast zno bacharo gereftam v raahi keshvar gl v bolbol khodemoon shodim, chera hala biaam bikhoodi ghasd konam , goshnegi v teshnegi ham bekesham, kodom aadam aagheli miaad az 4 sobh ta 8 shab, tu in cheleh taabestoon pedar roodeh v meedeh khodesho dar biaareh, 18 saat hichi nakhoreh v nanoosheh oonwaght ta azoon goftan bioofteh beh jon ghaza v mokhalefaat? kholaaseh khaanoom doostemoon goft hala ageh khorma daarin biaarin ta man roozamoo baaz konam, porsidam hala hatman baayad khorma baasheh? goft khorma baasheh behtareh amma agear ham keh nist man ba yek chaaii shirin ham mitoonam roozeh mo baaz konam, goftam chaaii keh khodaro shokr to khooneh ma hamishe rooberaas yek keik khaili khooshmazam taazegi kashf kardam gereftam bokhorin, mowghe baaz kardan roozatoon yek khoordeh ham baraai ma mosaafera doa konin!

chaaii v keik ro avordim khedamt khaanoom, khanoom khod bandeh ham keh roozeh bood dootaaii raftan neshestan to ashpazkhooneh v mashghool khordan shodan, baad az nim saati keh bargashtan v shaado shangool shodeh boodan shoro kardan beh tarif az keiki keh khoordeh boodan, khanoom doostam inghad tarif kard keh hameh doostaan mikhaastan bedoonan keh in keik chi hast! majboor shodim keh beh har kesi yek tikeh tarof konim ta emtehaan konan, hameh tarif kardan, yeki az doostan goft in keik man ro yaad yek chizi mindaazeh, mazash khaili baraam ashnaas amma harchi fekr mikonam nemidoonam chieh, goftam vala man ham az mavaad avaliash v chi toosh hast etelaai nadaarm, faghat mikhoram v migam bh bh, doostemoon velkon nabood goft misheh jabasho biaari bebinim chi toosh hast, khaili delam mikhaad bedoonam in mazeh ashna chieh! goftam chashm, hamin alan, raftam to ashpazkhooneh v jabaro aavordam baraash keh bebineh chi tu in keik hast keh inghad khooshmazash kardeh, einkesho zad v shoro kard beh motaale neveshteh haai rooi keik, maam mshghool harf zadan boodim keh yekdafeh goft, areh fekresho mikardam, in keik ro ba sharaab ghermez dorost kardan! bebin injaam neveshteh,/rot /Wein, keh beh faarsi mishe shraab ghermez, agha in khaanoom man v khanoom doostemoon ino shenidan v mesl /ROT /WEIN ghermez shodan, khoda rhm kard keh chaaghoo maaghoo dasteshoon nabood vagarna man alaan inja nboodm keh in daastaan ro baraai shoma benevisam! har chi bad v biraah beh dahneshoon oomad beh man goftan, badesham dootaaii raftan beh samt dastshooi keh dahanaashoono aab bekeshan! goftam baabaa bikhoodi ada atvaar darniaarin, che shraabi, che aashi, che kshki, man ageh midoonestam sharaab ghermez tu in keik hast keh nemidaadm shoma ha haroomesh knin! in keik ro ba shireh angoor dorost mikonan, inja keh mardom angoor haro haroom nemikonan azash shireh dorost konan ba shir berenj bokhoran! ageh ru jabash benevishan shireh angoor keh hicchki lab behesh nemizneh, majbooran benevisan sharaab ghermez, shomaam aslan khodetoono naaraahat nakonin, mageh aslan in keik beh in khoshmazegi taem alkol daasht? ya inkeh alaan saretoon gij mireh v fitilatoon rafteh bala? goftan ma che midoonim taem alkol chieh, ma na padaremoon araghkhoor boodeh na maadaremoon! goftam maal maam naboodan amma ageh yek chiz bokhoorim keh toosh alkol baasheh mifahmim, biaain jaai in harfa az man tashakor knin keh shirini beh in khoshmazegi waasatoon avordam, goftan to ham keh hamash cchert v pert migi, roozeh maaro baatel kardi, haala yek chizi ham behet bedehkaarim? goftam man chikaarm, shoma khorma v chaaii shirin mikhastin, mikhaast jelow shikametoono begirin! maro bgoo keh oomadim savaab konim va mikhaastim keh az roozeh gereftan shoma, yek chizi ham beh ma bereseh keh aghalan to oon donia keh daarim to atish jahanam gril mishim, yeki biaad begeh yaadet miaad oon rooz to khoonatoon keik khoshmazeii beh oon dota khaanoom roozeh daar daadi, man ham begam baleh, begeh bia bekhaater oon kaaret begir in kookaa koolaai tagari ro bokhoor haal kon ta doobaareh atish ro braat chaagh konim keh indafeh khoob kabaab shi! badesham agar keh baaz ham naaraazi hastin man hamin ja gonaaah inkaar ro beh gardan migiram, tamaam in aghaaioon v khaanom ha ham shaahed, ma keh bayad ta abad beh khaater kaaraamoon dar atish jahanam besoozim, inam roosh, bezaar beshe abad v 2 maah, kooka koola tagari ham nakhastim , beh man aslan naioomadeh savaab konam, waaseh inam keh in darsi besheh baraaam keh digeh az in eshtebaah ha nakonam, emshab harkodom az shoma do nafar v hameh mehmon haai azizi keh inja tashrif daarn har gonaahi bokonan, man gardan migiram, berin haal konin, baazm begin in baabi kheiresh beh kesi nemireseh!

نگاشته شده توسط: Bobby | آگوست 22, 2009

بوداپست!

هفته پیش، شنبه و یکشنبه رو جاتون خالی‌ با خانواده رفتیم بوداپست، صبح شنبه راه افتادیم بعد از ۳ ساعت رسیدم مرکز شهر بوداپست، یکی‌ از خوبیای اروپا نزدیک بودن پایتختاشه به همدیگه، شما در پایتخت عزیزمون تهران، ۳ ساعت که با ماشین برین تازه از فوزیه رسیدین ۲۴ اسفند!
ماشینو یک جا پارک کردیم و رفتیم دنبال پیدا کردن هتل، بعد از یکی‌ ۲ ساعت هتلی در مرکز شهر پیدا کردیم و سر و سامانی به اوضاع بچه‌ها دادیم و رفتیم تو خیابون، البته این اولین بآری نبود که من از مجارستان و بوداپست دیدن می‌کردم اما ایندفعه قصدمون این بود که اکثر جاهای دیدنیشو ببینیم، دفعه‌های قبل بیشتر تو همون خیابون‌های اصلی‌ میگشتیم بعدشم رستورانی و شامی روز بعدشم برگشت به کشور خودمون، زیاد تو خط دیدن آثار تاریخی و جاهای دیدنی‌ این شهر بسیار زیبا و تاریخی مجارستان نبودیم!

از شانس خوب ما، هوا هم بسیار خوب و آفتابی بود هم شنبه و هم یکشنبه، به خاطر اینکه حد اکثر استفاده رو از وقت کممون ببریم و حتی الامکان جاهای زیادی رو ببینیم، تصمیم گرفتیم که سوار اتوبوس‌هایی‌ که مخصوص توریست هاست ، و به sight seeing bus معروف هستن، بشویم، من خودم قبلا وقتی‌ توریست‌ها رو سوار بر این اتوبوس‌ها میدیدم، می‌گفتم اینام خلن، به جایی‌ که خودشون برن تو شهر بچرخن می‌رن سوار این اتوبوس‌ها میشن و افسارشونو میدان دست یکی‌ دیگه! چند سال پیش که خودم اتفاقی در فلورانس ایتالیا برای اولین بار سوار این اتوبوس‌ها شدم فهمیدم که چه کار خوبیه، اولا که اینا تمام جاهایی که ارزش دیدن داره به توریست‌ها نشون میدن و از اون مهمتر اینه که با استفاده از گوشی‌هایی‌ که در این اتوبوس‌ها هست شما همیشه اطلاعات مفیدی در باره ساختمون‌ها و جاهایی که در مسیر راه هستن به دست میارین ، چیزهای میشنوید که اگه شما خودتون به طور خصوصی در گردش بودین، هیچ وقت نمیشنیدین! من واقعا که استفاده از این جور اتوبوس‌ها که بعضی‌‌ها ۲ طبقه و بعضی‌‌ها هم روباز هستن و رنگای بسیار شاد و قشنگی هم دارن به همه دوستان توصیه می‌کنم، من بعد از فلورانس در رم، هامبورگ،پراگ، پاریس هم از اینا استفاده کردم و واقعا که در مدتی کوتاه جاهایی رو دیدم که خیلی‌‌ها در عرض یکی‌ ۲ هفته هم ندیده‌اند! خوبی‌ این اتوبوس‌ها اینه که شما هر جا دوست داشتین میتونین پیاده شین از جایی‌ بازدید کنین و دوباره سوار بعدی بشین معمولان بلیط‌ها تا ۲۴ ساعت اعتبار دارن

bus

دومین توصیه من به دوستان کرایه کردن ماشین در مسافرت هست، این هم قبلا اصلا به فکر من نمیرسید، خیال می‌کردم که مردمی که این کار رو انجام میدان، کلشون درست کار نمیکنه!! تا اینکه بار اول در جزایر قناری برای ۲ روز ماشینی کرایه کردیم و تمام جزیرهیی که ما در اونجا بودیم (grand Canary) رو با ماشین گشتیم، جاهایی رو دیدیم که بسیار جالب و دیدنی‌ بود با آدم‌هایی‌ آشنا شدیم که امکان نداشت بدون داشتن ماشین اونارو ببینیم، بار دوم در آنتالیا ترکیه ماشین کرایه کردیم و از اونجا به محل توریستی و بسیار دیدنی‌ pamokaleh رفتیم و در مسیرمان رستوران‌ها و اماکن بسیار جالب و زیبائی رو دیدیم، امتحان کنین اگه خوشتون نیومد، صورت حسابو برای من بفرستین!

خوب میخواستم راجع به بوداپست بنویسم، بله بوداپست پایتخت مجارستان، جمعیتی حدود ۲ میلیون داره و شهریست بسیار زیبا که به وسیله رود دانوب به ۲ قسمت BUDA و PEST تقسیم شده است، جاری بودن دانوب در مرکز این شهر، زیبائی بسیار خاصی‌ به این شهر داده و قشنگترین ساختمان‌ها و هتل‌ها و قصر‌ها هم در کنار این رود بنا شده‌اند به نظر من قشنگترین بنائی که شما می‌بینید، ساختمان پارلمان این شهر است که زیبائی با شکوهی دارد، عکسی‌ که خودم از روی کشتی تفریحی گرفته‌ام براتون میذارم که ببینید چقدر این بنا با شکوه است!

paliament

مجار‌ها غذا‌های خوشمزه‌ای هم دارن که معروف‌ترین آنها گولاژ است که غذای هست که با گوشت گاو درست می‌کنن و خیلی‌‌ها دوست دارن که البته زیاد باب میل من نیست! در این کشور از Paprika و یا فلفل دلمه‌ای هم زیاد در تهیه غذا استفاده می‌کنن و غذا‌های متنوعی هم با مرغ آماده می‌کنن، یکی‌ دیگر از محصولات غذایی معروف مجارستان جیگر غاز هست که من اصلا توصیه نمیکنم چونکه زجر زیادی به غاز‌ها میدهند و با اعمال بسیار وحشیانه‌ای سعی‌ می‌کنن جیگر این موجودات بی‌ آزار و زبون بسته رو بزرگتر کنن تا سود بیشتری عایدشون بشه!

مجار‌ها با وجودی که مردم نسبتا فقیری هستن اما از اکثر همسایگانشان مهمان نواز تر و خوشرو تر هستن! اجناس در مجارستان تا چند سال پیش بسیار ارزان بود اما با پیوستن این کشور به EU قیمت‌ها بسیار بالا رفته و مردم این کشور از زندگی‌ راحتی‌ برخوردار نیستن و بسیاری از جوانان این کشور در کشور‌های دیگر اروپایی از جمله اتریش و آلمان و ایتالیا به کار‌هایی‌ از قبیل گارسونی، نظافتکاری، فروشندگی….مشغول هستن البته دختران جوان مجاری هم در مجارستان و کشور‌های همسایه سرویس‌های دیگری عرضه می‌کنن که مورد بحث ما نیست!!

خلاصه کلام حتما سری به بوداپست بزنید، شهریس بسیار زیبا، حتما از تور کشتی‌های تفریحی دانوب استفاده کنید و مطمئن باشید که لذت خواهید برد، چند ساعتی‌ در خیابان معروف VACI UTCA به گردش بپردازید و از رستورانهای خوب این شهر استفاده کنید، تور اتوبوس را هم از دست ندهید!

morgh

Budapest

hafteh pish, shanbeh v yekshanbeh ro jaatoon khaali ba khaanevaadeh raftim budapest, sobh shanbeh raah oftaadim baad as 3 saat residam markaz shahr budapest, yeki az khoobiaai oroopa nazdik boodan paaitakhtaasheh beh hamdigeh, shoma dar paaitakht azizemoon tehraan, 3 saat keh ba maashin berin taazeh az foozieh residin 24 esfand!
maashino yek ja paark kardim v raftim donbaal peida kardan hotel, baad az yeki 2 saat hoteli dar markaz shahr peida kardim v sar v saamaani beh owza bache ha daadim v raftim too khiaaboon, albateh in avalin baari nabood keh man az majaarestaan v boodaapest didan mikardam amma indafeh ghasdemoon in bood keh aksar jaahaai didanisho bebinim, dafeh haai ghabl bishtar to hamoon khiaaboon haai asli migashtim baadesham restoorani v shaami rooz baadesham bargasht beh keshvar khodemoon, ziaad to khat didan asaar taarikhi v jaahaai didani in shahr besiaar ziba v taarikhi majaarestaan naboodim!

az shaans ma, hava ham besiaar khoob v aftaabi bood ham shanbeh v ham yekshanbeh, beh khaater inkeh had aksar estefaadeh ro az waght kamemoon bebarim v hati alemkaan jaahaai ziaadi ro bebinim, tasmim gereftim keh savaar otooboos haaii keh makhsusos tourist haast , v beh sight seeing bus maruf hastan beshavim, man khodam ghabla waghti tourist ha ro savaar bar in ootooboos ha mididam, migoftam inaam kholan, beh jaaii keh khodeshoon beran to shahr becharkhan miran savaar in ootooboos ha mishan v afsaareshoono midan dast yeki digeh! chand saal pish keh khodam etefaaghi dar folooraans itaalia baraai avalin baar savaar in ootooboos ha shodam fahmidam keh che kaar khoobieh, avala keh ina tamaam jaahaaii keh arzesh didan daareh beh tourist ha neshoon midn va az oon mohemtar ineh keh ba estefaadeh az gooshi haaii keh dar in ootooboos ha hast shoma hamisheh etelaat mofidi dar baareh saakhtemoon ha v jaahaaii keh dar masir raah hastan beh dast miaarin , chizahaai mishenavid keh ageh shoma khoodetoon be towr khoosoosi dar gardesh boodin, hich waght nemishenidin! man waghean keh estefaadeh az in joor ootooboos ha keh bazi ha 2 tabeghe v bazi ha ham roobaaz hastan v rangaai besiaar shaad v ghashngi ham daarn beh hameh doostaan towsieh mikonam, man baad az folooraans dar Rm, Haamboorg,Praag, paaris ham az ina estefaadeh kardam v waghean keh dar modaati kootaah jaahaaii ro didam keh khaili ha dar arz yeki 2 hafteh ham nadideh-and!

dowomin towsieh man beh doostaan keraaieh kardan maashin dar mosaaferat hast, in ham ghabla aslan beh fekr man nemiresid, khiaal mikardam keh mardomi keh in kaar ro anjaam midan, kalashoon dorost kaar nemikoneh!! ta inkeh baar aval dar jazaaier ghanaari baraai 2 rooz maaashini keraaieh kardim va tamaam jazirehii keh ma dar oonja boodim (/Grand /Canary) ro ba mashin gashtim, jaahaaii ro didim keh besiaar jaaleb v didani bood ba aadam haaii ashna shodim keh emkaan nadaasht bedoon daashtan maashin oonaro bebinim, baar dowom dar Antalia torkieh maashin keraaieh kardim v az oonja beh mahal tooristi v besiaar didani /pamokaleh raftim va dar masirmaan restooraan ha v amaaken besiaar jaaleb v zibaaii ro didim, emtehaan konin ageh khoshetoon naioomad, soorat hesaabo baraai man beferestin!

khoob mikhaastam raaje beh boodaapest benevisam, baleh boodaapest paaitakht majaarestaan, jamiati hoodood 2 Millioon daareh v shahris besiaar ziba keh beh vasileh rood daanoob beh 2 ghesmat /BUDA v /PEST taghsim shodeh ast, jaari boodan daanoob dar markaz in shahr, zibaaii besiaaar khaasi beh in shahr daadeh v ghashnagtarin saakhtemaan ha v hotel ha v ghasr ha ham dar kenaar in rood bana shode-and beh nazar man ghashngtarin banaaii keh shoma mibinid, saakhtemaan paarelamaan in shahr ast keh zibaaii ba shokoohi daard, aksi keh khodam az rooi keshti tafrihi gerefte-am baraatoon mizaarm keh bebinid cheghad in bana ba shokooh ast!

majaar ha ghazaa haai khoshmaze-i ham daarn keh maruf tarin anha Goolaazh ast keh ghazai hast keh ba goosht gaav dorost mikonan v khaili ha doost daarn keh albateh zoiaad baab mail man nist! dar in keshvar az /Paprika v ya felfel dolmeh-i ham ziaad dar tahieh ghaza estefaadeh mikonan v ghaza haai motenaveii ham ba morgh amaadeh mikonan, yeki digar az mahsoolaat ghazaaii maruf majaarestaan jigar ghaaz hast keh man aslan towsieh nemikonam chonkeh zajr ziaadi beh ghaaz ha midahan v ba amaal besiaar wahshiaaneh-i sai mikonan jigar in mowjoodat bi azaar v zaboon basteh ro bozorgtar konan ta sood bishtari aaiedeshoon besheh!

majaar ha ba vojoodi keh mardom nesbata fghiri hastan amma az aksar hamsaaiegaaneshaan mehmaan navaaz tar v khooshro tar hastan! ajnaas dar majaarestaan ta chand saal pish besiaar arzaan bood amma ba peivastan in keshvar beh /EU gheimat ha besiaar bala rafteh v mardom in keshvar az zendegi raahati barkhordaar nistan va besiaari az javaanaan in keshvar dar keshvar haai digar oroupaaii az jomleh otrish v almaan v italia beh kaar haaii az ghabil gaarsooni, nazaafatkaari, foroshandegi….mashghool hastan albateh dokhtaraan javaan majaari ham dar majaarestaan v keshvar haai hamsaaieh servis haai digari arzeh mikonan keh mowred bahs ma nist!!

kholaaseh kalaam hatman sri beh boodaapest bezanid, shahris besiaar ziba, hatman az tour keshti haai tafrihi danoob estefaadeh konid v motmaen baashid keh lezat khahid bord, chnd saati dar khiaabaan maruf /VACI /UTCA beh gardesh bepardaazid va az restooraanhaai khoob in shahr estefaadeh konid, tour ootooboos ra ham az dast nadahid!

نگاشته شده توسط: Bobby | آگوست 20, 2009

چه خوب شد که مرد خدا بیامرز!

چند روز پیش متأسفانه با خبر شدیم که پدر یکی‌ از دوستان، دار فانی را وداع گفته و به رحمت ایزدی پیوسته به زبون خودمونی باباش مرده بود!

چند نفری دور هم جمع شده بودن به من هم خبر دادن که ساعت ۴ بعد از ظهر در فلان کافه! میریم به دلجویی، شمام قدم رنجه فرموده و تشریف بیاورید!

منم حدود ساعت ۴ وارد کافه شدم دیدم ۱۰-۱۵ نفری دور میز نشستن و صاحب عزا هم که از دوستان قدیمیست با چشمانی گریان اونجا نشسته، بعد از سلام و تسلیت، هر چی‌ نشستیم دیدیم هیچکی هیچی‌ نمیگه، نه فاتحه‌ای نه صحبتی‌ از اون مرحوم، نه ذکر خیری، خرما و حلوایی هم در کار نبود، جای قرآن هم صدای موزیک از بلندگو پخش میشد! یک خانوم گارسون هم بود که دامن کوتاهی هم پوشیده بود( البته من فقط یکنظر نیگاش کردم، اونم که حلاله) و هر چند وقت یکبار میومد و میپرسید نوشابه چی‌ میل دارین؟ یکی‌ از دوستان که بغل من نشسته بود در گوشی از بغلیش پرسید می‌شه ابجو سفارش بدیم؟ بغل دستیش هم گفت چرا که نه، هر چی‌ دوست داشته باشی‌ میتونی‌ بگی‌ واست بیارن! اومد گارسون رو صدا بزنه بهش گفتم بابا شما‌ها اومدین عزا یا عروسی‌ و دیسکوتک؟ گفتم فلان فلان شده‌ها شما تو کدوم عزا ابجو خوردین که حالا میخواین اینجا ابجو سفارش بدین، یک خودرده فکر کنین، احترام اون مرحوم رو اقلاً نیگر دارین، حالا قرآن نمیخونین، نخونین، فاتحه نمیخونین، نخونین دیگه عرق خوریتون چیه، شما اومدین دلجویی یا سور چرونی؟ گفتن بابا تو هم چقدر ارتجاعی هستی‌! گذشت اون زمانی‌ که مردم تو عزا موهاشونو میکشدن و گریه زاری راه مینداختن، تو کی میخوای اینا رو یاد بگیری؟! هر چی‌ سنت بیشتر می‌شه عقب افتاده تر میشی‌! گفتم اگه روشنفکری به اینه که تو مجلس عزا عرق و ابجو بخوری من مرتجع هستم، بابا دوستمون پدرشو از دست داده، ناراحته، نتونسته حتی دم آخر بابای خدا بیامرزشو ببینه، ۵ هزار کیلومتر باهاش فاصله داشته، درسته که ما دین و ایمون درست و حسابی‌ نداریم اما باباش آدم متدینی بوده، حالا شما دینداری، باش نیستی‌ مشکل خودته اما دیگه مبالغه نباید بکنیم، تظاهر به دینداری بده اما بدتر از اون تظاهر به بیدینیه!

دوست بغل دستی‌ که باهاشم خیلی‌ شوخی‌ می‌کنیم گفت حالا دیگه تو پیش ما جانماز آب میکشی؟ گفتم مسخره بازی رو بذارین کنار، صحبت جانماز و پیشنماز نیست، موضوع احترام به روح اون مرحومه، حالام دهناتونو ببیندین بذارین من صحبت کنم!

خدائیش خیلی‌ فکر کردم چی‌ بگم تو این موقعیت، من تا حالا در عمرم شاید ۳-۴ بار بیشتر مجلس عزا نبودم، هرچی‌ میخواستم یادم بیارم که چیها تو این مجالس معمولان میگن هیچی‌ یادم نمیومد!

سینه رو صاف کردم و از دوستمون پرسیدم، چند سالشون بود پدر خدا بیامرزت؟ گفت ۷۱ سال، با خودم گفتم اقلاً ۴۰ سالش بود می‌تونستم بگم جوونمرگ شد! پرسیدم مریض بودن ایشون؟ گفت نه اتفاقا تا ۲-۳ روز از فوتش خیلی‌ هم سر حال بودن اما ۲-۳ روزی درد شدیدی حس میکرده در ناحیه سینش، کوتاهی کرده، نرفته دکتر بعد از ۳ روز هم اخی کشیده و رفته، به احتمال زیاد سکته قلبی کردن! موندم چی‌ بگم، اگه میگفت چند سالی‌ بود مریض بود، بهتر بود! حرفای بهتری داشتم بگم، گفتم خدا رحمتشون کنه، خداوند نخواسته که ایشون زیاد درد بکشن، چونکه آدم خوب و متدینی بودن زود بردش که زیاد زجر نکشه! رفیق بغل دستی‌ تا اینو شنید، گفت بشین سر جات بابا، تو هم که هر کی‌ میمیره میگی‌، خوب شد که مرد، بابای من هم که مرده بود، گفت خوب شد که رفت زجر نکشید حالام که باز داری همونو میگی‌، یک دفعه دیگم یه جا دیگم همینو گفتی‌! تو اصلا از این به بعد برو عزا واسه تبریک گفتن! اینو که گفت همه زدن زیر خنده حتّی رفیق عزاییمون! راست میگفت بی‌ پدر! تو دلم گفتم تف به اون حیات پسر، یک ساعت زور زده بودم تا این حرفارو سر هم کنم! گفتم فلان فلان شده چی‌ انتظار داشتی بگم، دوست داری بهش بگم خوب خواهرت فلان شد بابات مرد؟ خوب باید همین حرفارو بگم دیگه، می‌رن عزا یک چایی میخورن یک خرما میذارن دهنشون یک فاتحه می‌خونن و می‌رن دنبال کارشون، من که آخوند نیستم که بلند شم روضه امام حسین و نماز میت بخونم، گفتم از همین الان بهت بگم، بابات که مرده صبر می‌کنم مادرت بمیره اونوقت میام تو عزاش، یک شیشه ویسکی میزارم رو میز شروع می‌کنم به خوردن، آهنگ بابا کرم هم میگم واسم پخش کنن بعدشم یکی‌ میزنم تو گوشت میگم فلان فلان شده چرا گذاشتی‌ مادرت بمیره؟ اونوقت دیگه نمیتونی‌ بگی‌ این همش میگه خوب شد که مرد!

اینم حکایت مجلس ترحیم ما در اروپا! عزا هم عزا‌های قدیم!

che khoob shod keh mord khoda biaamorz!

chand rooz pish moteasefaaneh ba khabar shodim keh pedar yeki az doostan, daar faani ra veda gofteh v beh rahmat izadi peivasteh beh zaboon khodemooni, baabash mordeh bood!

chand nafari dowr ham jam shodeh boodn beh man ham khabar daadn keh saat 4 baad az zohr dar felaan kaafeh! mirim beh deljooii, shomaam ghadam ranjeh farmoodeh v tashrif biaavarid!

manam hoddod saat 4 waared kaafeh shodam didam 10-15 nafari dowr mizi neshestan v saaheb aza ham keh az doostaan ghadimist ba cheshmaani geriaan oonja neshesteh, baad az salaam v tasliat, har chi neshestim didim hicchki hichi nemigeh, na faateheh-i na sohbati az oon marhoom, na zekr kheiri, khorma v halvaaii ham dar kaar nabood, jaai ghoran ham sedaai muzik az bolandgoo pakhsh mishod! yek khanoom gaarsoon ham bood keh daaman kutaahi ham pooshideh bood( albateh man faghat yeknazar nigaash kardam, oonam keh halaaleh) va har chand waght yekbaar mioomad v miporsid nushaabeh chi meil daarin? yeki az doostan keh baghal man neshesteh bood dar gooshi az baghalish porsid mishe abejow sefaaresh bedim? baghal dastish ham goft chera keh na, har chi doost daashteh baashi mitooni begi waast biaarn! oomad gaarsoon ro seda bezaneh behesh goftam baaba shoma ha oomadin aza ya aroosi v diskootek? goftam felaan felaan shodeh ha shoma to kodoom aza abejow khordin keh hala mikhaain inja abejow sefaaresh bedin, yek khoodredh fekr konin, ehteraam oon marhoom ro aghalan nigar daarin, hala ghoran nemikhoonoin, nakhoonin, faateheh nemikhoonin, nakhoonin digeh aragh khooritoon chieh, shoma oomadin deljooii ya soor charooni? goftan baaba to ham cheghad ertejaaii hasti! gozasht oon zamaani keh mardom to aza moohaashoono mikeshodan v gerieh zaari raah mindaakhtan, to kei mikhaai ina ro yaad begiri?! har chi senet bishtar mishe aghab oftaadeh tar mishi! goftam ageh rooshanfekri beh ineh keh to majles aza aragh v abejow bokhoori man mortaje hastam, baaba doostemoon pedaresho az dast daadeh, naraahateh, natoonesteh hati dam akhar baabaai khoda biaamorzesho bebineh, 5 hezaar kilometr baahaash faaseleh daashteh, dorosteh keh ma din v imoon dorost v hesaabi nadaarim amma baabaash aadam motedaini boodeh, haala shoma dindaari, baash nisti moshkel khodeteh amma digeh mobaalegheh nabaayad bokonim, tazaahor beh dindaari bdeh amma badtar az oon tazaahor beh bidinieh!

doost baghal dasti keh baahaashm khaili shookhi mikonim goft hala digeh to pish ma jaanamaaz aab mikeshi? goftam maskhareh baazi ro bezaarin kenaar, sohbat jaanamaaz v pishnamaaz nist, mowzu ehteraam beh rooh oon marhoomeh, haalaam dahanaatoono bebinadin bezaarin man sohbat konam!

khodaaiish khaili fekr kardam chi begam to in mowghiat, man ta hala dar omram shayad 3-4 baar bishtar majles aza nabodm, harchi mikhaastam yaadam biaarm keh chiha to in majaales mamoolan migan hichi yaadam nemioomad!

sineh ro saaf kardam v az doostemoon porsidam, chand saaleshoon bood pedar khoda biaamorzet? goft 71 saal, porsidam mariz boodan ishoon? ba khodam goftam aghalan 40 saalesh bood mitoonestam begam javoonmarg shod! goft na etefaaghan ta 2-3 rooz az fowtesh khaili ham sar haal boodan amma 2-3 roozi dard shadidi hes mikardeh dar naahieh sinsh, kootaahi kardeh, narafteh doktor baad az 3 rooz ham akkhi keshideh v rafteh, beh ehtemaal ziaad sekteh ghalbi kardan! moondam chi begam, ageh migoft chand saali bood mariz bood, behtar bood! harfaai behtari daashtam begam, goftam khoda rahmateshoon koneh, khodaawand nakhaasteh keh ishoon ziaad dard bekeshan, chonkeh aadam khoob v motedieni boodan zood bordash keh ziaad zajr nakesheh! rafigh baghal dasti ta ino sshenid, goft beshin sar jaat baaba, to ham keh har ki mimireh migi, khoob shod keh mrd, baabaai man ham keh mordeh bood, goft khoob shod keh raft zajr nekeshid haalaam keh baaz daari hamono migi, yek dafeh digam ye ja digam hamino gofti! to aslan az in beh baad boro aza waaseh tabrik goftan! ino keh goft hameh zadan zireh khandeh hatti refigh azaaiimoon! raast migoft bi pedar! to delam goftam tof beh oon haiaat pesar, yek saat zoor zadeh booodam ta in harfaaro sar ham konam! goftam felaan felaan shodeh chi entezaar daashti begam, doost daari behesh begam khoob khaharet felaan shod baabaat mrd? khoob baayad hamin harfaaro begam digeh, miran aza yek chaaii mikhoran yek khorma mizaarn dahaneshoon yek faateheh mikhoonan v miran donbaal kaareshoon, man keh akhoond nistam keh boland sham rowzeh emaam hossein v namaaz meiet bekhoonam, goftam az hamin alaan behet begam, baabaat keh mordeh sabr mikonam maadaret bemireh oonwaght miaam to azaash, yek shishe wiski mizaram ro miz shoro mikonam beh khordan, ahang baaba karam ham migam waasm pakhsh konan baadesham yeki mizanam to gooshet migam felaan felaan shodeh chera gozaashti maadaret bemireh? oonwaght digeh nemitooni begi in hamash migeh khoob shod keh mrd!

inam hekaaiat majles tarhim ma dar oroupa!
azaam azaahaai ghadim!

« نوشته‌های تازه‌تر - نوشته‌های قدیمی‌تر »

دسته‌ها